داوود

داوود

پسرم! هیچ‌کس ترا نشناخت
از همین رو زمانه با تو نساخت

تا که برخاستی به داد و دهش
فلک از شش جهت به سوی تو تاخت

دل نبستی، درید پیرهنت
چون زلیخا که دل به یوسف باخت

جای مرهم گذاشتن به دلت
شانه‌های تو را به دشنه نواخت

لحن داوودی تو را نشنید
یا که از رشک، پشت گوش انداخت

رفتی و هرچه ابر، بر تو گریست
رفتی و قلب سنگ، بی تو گداخت

آبروی زمین، غریبان‌اند
خوش به حالت! کسی ترا نشناخت…

افشين علا

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *