داغ هرات

داغ هرات

از داغت ای هرات نه تنها مزار سوخت
هم جان کابل و جگر قندهار سوخت

لرزید با تو تربت مشهد که قلب ماست
افغان گمان مدار که بی‌غمگسار سوخت

شد زائر و مجاور از این داغ باخبر
پس جانب حرم شد و پروانه‌وار سوخت

عمری دلم قرار ملاقات با تو داشت
اما نشد میسر و زین غم قرار سوخت

تو سرزمین دانش و فضلی، عجب مدار
بسیار خرمن هنر از روزگار سوخت

بار دگر بلند شو از جا که پیش از این
برخاستی، اگرچه دلت بی‌شمار سوخت

برخیز و در زلال هریرود رخ بشوی
ای ماهرو که آینه در انتظار سوخت

در خاک، ای درخت کهن، ریشه‌ات به جاست
یک‌چند، آفتی اگرت برگ و بار سوخت

افشين علا

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *