غرقيم در نزاع و هياهو براي هيچ
مست غرور و قدرت بازو براي هيچ
جاي گره گشايي و لبخند نزد خلق
افكنده ايم، اخم بر ابرو براي هيچ
ما در كمين يكدگريم و حريف نيز
ما در تلاش بهر عبث، او براي هيچ
گيرم غزال تيزتكي شد شكارمان
گردد يتيم، بره ي آهو براي هيچ
مقصد، درون ماست وليكن تمام عمر
زين سو دويده ايم به آن سو براي هيچ
پوچ است پوچ، صحبت نوكيسه گان پست
هم انزوا به خانه و پستو براي هيچ
نزد مرادهاي دغل، لشكر مريد
عمري نشسته اند دوزانو براي هيچ
در قحطسال برف، تلنبار كرده ايم
بر بام عمر، اين همه پارو براي هيچ
زير لحد به خواب ابد رفتنم خوش است
پُر كن لحاف خود ز پر قو براي هيچ
افشين علا





