خانه ي عنكبوت

خانه ي عنكبوت

مهر شكست تا ابد حك شده بر جبين تان
كوچ كنيد غاصبان! جانب سرزمين تان

كودك غزه را اگر در دل خواب كشته ايد
خورده ترك ز آه او گنبد آهنين تان

كوچ كنيد صف به صف چون كه نشسته هر طرف
مرگ در انتظارتان حادثه در كمين تان

رو به ديار خود كنيد اي به عبث نشستگان
تا سر پاست اسب تان تا نشكسته زين تان

خيره سري است كارتان در به دري است بارتان
حيله گري است يارتان بدگهري است دين تان

عزلت ملك فارس را خواسته ايد و بنگريد
خاسته اند صف به صف خلق جهان به كين تان

گربه ي صهيونست، از موشك غزه موش شد
لانه كنون تهي كنيد از جسد لعين تان

غزه شكست پشت تان با تن خسته در قفس
خشم سپاه چون كند با كمر عنين تان؟!

مرد ظفر كه نيستيد اهل خطر كه نيستيد
هست حريف طفل و زن، غيرت آتشين تان!

رو به زوال مي رود پيكرتان ز خويش، چون
عقرب حرص و مار شر خفته در آستين تان

واي، اگر نجس كنيد آب خليج فارس را
با تن تان سپاه حق شخم زند زمين تان

لحظه ي شادي و طرب در دل قدس قهرمان
وه كه چه بود ديدني چهره ي شرمگين تان

ترك كنيد بي صدا خانه ي عنكبوت را
ورنه به تار، چون مگس محو شود طنين تان

طعمه ي مغربيد در شرق به قصد نيستي
از چه نديده است اين، ديده ي نكته بين تان؟!

دل بكنيد زين سرا ورنه به روز ماجرا
نيست به خاك قدس جز فاجعه هم نشين تان

ساعت خويش بنگريد از سر ترس، چون كند
عقربه ها حكايت از فرصت آخرين تان

يا به همين زبان خوش پس بدهيد قدس را
يا كه رسد دمي دگر لحظه ي واپسين تان!

افشين علا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *