يا حسين

يا حسين

ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست

سرچشمه ی شهامت و آزادگی، حسین!
از ارتفاع حنجره ی تشنه کام توست

هر جا که جاده ای و سواری و مقصدی است
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست

“زخم از ستاره بر تنت افزون” و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست

آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن
وقتی که خاندان نبی در خیام توست

شش گوشه است قبر تو زیرا که دستها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست

مشک برادر تو ، اگر شد تهی ز آب
این اشک ها مقدمه انتقام توست…

افشين علا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *