يارب! ظفر ز ملت ايران جدا مخواه
اقليم عشق را تهي از جانفدا مخواه
اين كشتي شكسته ولي استوار را
در موج خيز معركه بي ناخدا مخواه
چون مقتدا به حجت حق كرد اقتدا
دلهاي ما جدا ز دل مقتدا مخواه
آگاهي از درستي عهدي كه بسته ايم
پس در مسير، سستي مان اي خدا مخواه
اين راه پرمخاطره تا انتها تهي
از ملتي كه صف زده از ابتدا مخواه
سكان ملك، از كف نامحرمان بگير
نابخردان به صدر، ز شاه و گدا مخواه
اهل عبا به آل عبا كن شبيه تر
حرص مقام و نام، نهان در ردا مخواه
آمد ندا كه مهدي موعود مي رسد
انكار و نااميدي ما زين ندا مخواه
از قيل و قال اهل دغل گرچه خسته ام
حلقوم پرخروش مرا بي صدا مخواه
افشين علا





