عزلت

عزلت

تنها نه ميل ديدن ما را نداشتند
تاب نفس كشيدن ما را نداشتند

با هر تپيدن دل خود، خواهشي به جز
در خاك و خون تپيدن ما را نداشتتد

پاكيزه چون گُليم و لگدمال كينه ها
زان رو كه ذوق چيدن ما را نداشتند

از ما دعا اگرچه شنيدند، آرزو
جز ناسزا شنيدن ما را نداشتند

ديدند قدر گوهر ما را و پس زدند
چون قدرت خريدن ما را نداشتند

عزلت گُزيده ایم، كه خيل گزيدگان
خيري به جز گَزیدنِ ما را نداشتند

در چنته شان نبود به جز بخل و باز هم
تاب طمع بريدن ما را نداشتند

ما را فروغ مردمك چشم مان بس است
مردم كه چشم ديدن ما را نداشتند!

افشين علا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *