به عموي شهيد خود پيوست

به عموي شهيد خود پيوست

برق غريد و لاله ام را سوخت
ثمر چند ساله ام را سوخت

چون حبابي شكسته بر خاكم
آه از آتش كه لاله ام را سوخت

هاله اي بود در شبم روشن
چرخ بدكار هاله ام را سوخت

عرق شرم بر جبينش باد
غنچه ي غرق ژاله ام را سوخت

حامدم را فشرد در مشتش
جسم و جان مچاله ام را سوخت

پر زد آنسان كه بهت طاقت سوز
طاقت آه و ناله ام را سوخت

به عموي شهيد خود پيوست
داغش اما سلاله ام را سوخت

لب به جامي دگر نخواهم زد
زان كه ساقي پياله ام را سوخت

شيره ي جان كه رفت، جسمم چيست؟
گيرم اين غم، تفاله ام را سوخت

ديگر از دفتر و قلم سيرم
داغ هجران، رساله ام را سوخت…

افشين علا

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *