خانه ي عنكبوت

خانه ي عنكبوت مهر شكست تا ابد حك شده بر جبين تان كوچ كنيد غاصبان! جانب سرزمين تان كودك غزه را اگر در دل خواب…

خانم‌بزرگ

خانم‌بزرگ خانم‌بزرگ گرچه مسیحی بود با عشق اهل‌بیت، تو را پرورد از تربت حسین به کامت ریخت با گریه بر حسین بزرگت کرد فکر تو…

حججی

حججی سر می‌بُرند، از ماه ای شب بیا تماشا با ذکر یا اباالفضل (ع) بر لب بیا تماشا ای کربلا تنش را، حالات رفتنش را…

چنین گفت سعدی

چنین گفت سعدی اگر بر سریرید و چون باد، در های و هویید گوارایتان باد، اما سخن با هنرمند، سنجیده گویید که از زیردستان تان…

چنین گفت زینب!

چنین گفت زینب! خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب بنازم به نامش که در واپسین دم ز…

جنگ نفتكش ها

جنگ نفتكش ها از باغ سرو و شمشاد اي موريانه! برگرد اين لقمه، آهنين است آري به لانه برگرد گم كرده اي اگر راه چون…

جدی نباش این قدر!

جدی نباش این قدر! یک عمر خواندم نغمه ها از بی قراری ها آخر چه شد سهمم؟ قفس، مثل قناری ها ترسیم کن این میله…

جای مادرم خالی ست

جای مادرم خالی ست تازگی ها دفترم خالی ست شعر ها دیگر سراغم را نمی گیرند واژه هایم لال سطرها آب دهان مرده را مانند…

جای مادرم خالی‌ است

جای مادرم خالی‌ است تازگی ها دفترم خالی‌ست شعر ها دیگر سراغم را نمی گیرند واژه هایم لال سطرها آب دهان مرده را مانند خودنویسم…

تقویم

تقویم ای کاش وقت گاه شماری نداشتی با ما قرار نامه نگاری نداشتی هر سال مژده می دهی از شادی و طرب دیگر بس است،…

تمثال مهر

تمثال مهر دلم پر گشاید به یاد محبت که پیوست با حق، جواد محبت امیران معنا نشستند هر سو به سوگ امیر بلاد محبت در…

تقویم های لال

تقویم های لال برگرد! عمر منتظران طی شد اردیبهشت ها همگی دی شد تقویم های لال چه می دانند این قرن های رفته چه سان…

تركيب بند

تركيب بند یک: امام حسین (ع) تقديم دوست كرد و به او داد هرچه داشت گلهای خود به تيغ عدو داد هرچه داشت از باغ…

ترجمان قدر

ترجمان قدر در گوش عرش، همهمه ي زهراست شيطان، خمش ز واهمه ي زهراست “احيا” همان دو ديده ي بيمار است آري كه “قدر” ترجمه…

پروانه های کوچک خوش نقش و خوش نگار

پروانه های کوچک خوش نقش و خوش نگار با طرح های تازه و خلاق دیروز یک نشست ضروری گذاشتند در صحن باغچه در سالن بهار…

پلکان خیس

پلکان خیس آن قدر حاضری که کسی از تو دور نیست هرچند دیده، قابل درک حضور نیست بر پلک های خسته‌ی من پا نمی نهی…

پير قريش

پير قريش اي تكيه گاه كودكي شاه عالمين پيرانه سر ز عشق محمد به شور و شين از خاك خانه ي تو نبي خيزد و…

پاييز

پاييز باز هم پاييز در كف، سيني و قندان گرفت چاي خوردن زير باران لطف صدچندان گرفت تا پذيرايي كند با روي خوش از ميهمان…

پایان انتظار

پایان انتظار عید شعبان است و‌ فروردین ز ره آید همی با فرج، نوروز قرن پانزده آید همی تاج زر بر سر، بروید غنچه ی…

بيا كه بريم به مزار.

بيا كه بريم به مزار. بيا ملا محمد جان به كابل به سيل لاله و نسرين و سنبل “مزار” اينجاست اين اقليم خون بار بيا…

بی مادری بیماری سختی است!

بی مادری بیماری سختی است! آغاز شادی های من! آخر گمت کردم تا آمدم نجوا کنم: مادر! گمت کردم همسایه ام بودی فقط یک کوچه…

بيا تماشا

بيا تماشا سر می‌بُرند، از ماه ای شب بیا تماشا با ذکر یا اباالفضل (ع) بر لب بیا تماشا ای کربلا تنش را، حالات رفتنش…

بی چشم و رو نباش

بی چشم و رو نباش بیرون بیا دمی در خود فرو نباش زندانی ابد در آرزو نباش عمر تو و من است کوتاه مثل گل…

به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع)

به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) يا جعفر صادق! جهان را یاوری کن در شام تاریک ستم روشنگری کن هم دین و هم…

به یاد قیصر امین پور

به یاد قیصر امین پور به شکرانه یک نفس با تو بودن همه عمر را از تو خواهم سرودن سرودم ترا بارها خود گواهی نه…

به مناسبت روز کیش

به مناسبت روز کیش سلام کیش نیلگون که محکم و نژاده‌ای از آب و خاک نیستی تو از بهشت زاده‌ای اگرچه کوچکی ولی ز روح…

به مديران آينده

به مديران آينده دوباره رنگ عوض مي كنند بوقلمون ها هم اهل بخيه، اعم از بلندپايه و دون ها به صندلي چو نشستي، شوند معجزه…

به عموي شهيد خود پيوست

به عموي شهيد خود پيوست برق غريد و لاله ام را سوخت ثمر چند ساله ام را سوخت چون حبابي شكسته بر خاكم آه از…

به رسم شكرانه

به رسم شكرانه خدا به من بخشيد مصاحبي زيرك اگرچه در پاكي است شبيه يك كودك يلي جوانمرد است كه آگه از درد است به…

به آستان پاک حضرت فاطمه معصومه (س)

به آستان پاک حضرت فاطمه معصومه (س) نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو…

به خاک پای حضرت زهرا (س)

به خاک پای حضرت زهرا (س) دل را ز نام حضرت زهرا سرشته‌اند با شهد جام حضرت زهرا سرشته‌اند ما را اگرچه جمله طفیل پیمبریم…

برای وقایع اخیر عراق

برای وقایع اخیر عراق پیام حائری اگر هزار تریلیارد هم هزینه کنید عراق را نتوانید مهد کینه کنید به مکر و خدعه محال است اینکه…

برای عروسی دخترم

برای عروسی دخترم فقط نه پولک و نقل و نبات می‌ریزم تمام زندگی‌ام را به پات می‌ریزم به زیر پای تو – چون شاعران تهی‌دستند…

برای سید حسن نصرالله

برای سید حسن نصرالله ای یل شرزه‌ی خراباتی رشک حکام ماضی و آتی شهسوار عرب تویی، دگران همه در عیش و بی‌مبالاتی چون حریفان نبرده‌ای…

برای دریاچه ارومیه، درياچه نه! که مادر فیروزه

برای دریاچه ارومیه، درياچه نه! که مادر فیروزه عمری ميان نقشه‌ی جغرافی درياچه‌ی اروميه را ديدم امروز فرصتی شد و از نزديك دور و برش…

برای دخترکم لیلی

برای دخترکم لیلی دخترم هش دار! چون دارد جهان، بسیارگرگ هست هم دربیشه ها هم کوچه و بازار، گرگ خانه مان امن است، اما بره…

برای دامادم

برای دامادم خدا به من پسری داد، از دیار بهشت بزرگوار و امین و نجیب و نیک‌سرشت بری ز رنگ و تظاهر ولی به پاکی…

برای جای خالی پدرم

برای جای خالی پدرم رفته بودم تا بپرسم باز حالی از پدر تا بگيرم باز هم شايد حلالی از پدر طبق معمول تمام هفته‌ها رفتم…

براي جاي خالي پدرم

براي جاي خالي پدرم رفته بودم تا بپرسم باز حالي از پدر تا بگيرم باز هم شايد حلالي از پدر طبق معمول تمام هفته ها…

برای پدرم که در بستر بیماری است

برای پدرم که در بستر بیماری است دیر زی ای سپید موی نژند که یلان نژاده چون تو کمند قامت تو درون بستر نیز سایه…

بر زانوان رضا (ع)

بر زانوان رضا (ع) کرده‌ست آیا شاه دین از کربلا رو در حرم؟ شد ظهر عاشورا به پا فریادرس کو در حرم؟ در صحن ماه…

بر چهره‌ی وقار

بر چهره‌ی وقار ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیده‌ای در کنج خویش، گوشه‌ی عزلت گزیده‌ای گاه ایستاده‌ایم چو شمعی میان جمع گاهی فتاده‌ایم چو اشک چکیده‌ای…

بر چهره ی وقار

بر چهره ی وقار ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیده ای در کنج خویش، گوشه ی عزلت گزیده ای گاه ایستاده ایم چو شمعی میان جمع…

بر بام عمر

بر بام عمر غرقيم در نزاع و هياهو براي هيچ مست غرور و قدرت بازو براي هيچ جاي گره گشايي و لبخند نزد خلق افكنده…

بحرين

بحرين چون دختر گريخته ای از ايل شد دوری ات به مام وطن، تحميل گيرم كه قوم و خويش شدي با غير اين سان چرا…

بار غم دوست

بار غم دوست ديده ي من! رود رواني چرا؟ مثل خزر موج زناني چرا؟ باز مگر ضربه اي از نو رسيد؟ اي دل من! در…

باغبان عترت

باغبان عترت بانوی مکه، گرچه خداوند مال بود در جستجوی موهبتی لایزال بود معشوق را چو یافت، به او‌ داد هرچه داشت آری، که کمترین…

با گل من چه كردي؟

با گل من چه كردي؟ باز رسيده اسفند، آمده ماه يوسف مانده هنوز بابل، چشم به راه يوسف شهر، اگرچه گردد غرق بهارنارنج عيد صفا…

با دل من چه کرده‌ای

با دل من چه کرده‌ای مثل هميشه نيستم با دل من چه كرده اى؟ من، منِ تازه كيستم با دل من چه كرده اى؟ عقل…

این برگ سرخ

این برگ سرخ افکند، از عطش چو به رخساره، چین، حسین خشکاند هرچه آب به روی زمین، حسین با یاد دستهای اباالفضل می گریست وقتی…

‏ایران من بخند

‏ایران من بخند ایران زخم دیده ی غمگین، کمی بخند دف می زنم برای تو، با من دمی بخند زانوی غم گرفته در آغوش تا…

ايرا! صبور باش

ايرا! صبور باش آمد خبر كه خرمن دانش تباه شد عرفان و فقه و فلسفه بی تكيه گاه شد رود از ميان شكافت و كوه…

ای ماه روزه

ای ماه روزه چون من، اگرچه خصم حرامی نداشتی کم، بنده را عزیز و گرامی نداشتی از چون منی سراغ گرفتی که بی کسم آیا…

ای خوش به حال خاک

ای خوش به حال خاک پیچیده در عزای تو ای زن! وطن به خویش آن‌سان که در فتادن سروی، چمن به خویش داغت به سینه…

ای خفته در توس

ای خفته در توس یا ضامن آه و آهو مضمون ناب غزل ها شور تو آهنگ اشعار مضراب ضرب المثل ها صیاد وقتی تو باشی…

ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست

ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست سرچشمه‌ی تداوم دین بر زمین پست از ارتفاع حنجره…

اي تکيه بر عصا زده‌، نازد عصا به تو

اي تکيه بر عصا زده‌، نازد عصا به تو بالند در چمن‌، همه‌ ي سروها به تو اي تکيه‌گاه مردم دانا به حيرتم تو تکيه…

آموزگار عشق

آموزگار عشق جرم كمی نبود بي لكنت از سپيده سخن گفتن با كاهنان الكن خواب آلود از قبله، با قبيله‌ی روشنفكر… بيهوده نيست، اين كه…

انتقام کور

انتقام کور روز آزمون رسیده است وقت اختلاف نیست هیچ‌کس از مشارکت در امتحان معاف نیست یک طرف قلمروی به وسعت جهان یک طرف خرابه‌ای…

اقليم عشق

اقليم عشق يارب! ظفر ز ملت ايران جدا مخواه اقليم عشق را تهي از جانفدا مخواه اين كشتي شكسته ولي استوار را در موج خيز…

آغاز شادی‌های من! آخر گمت کردم

آغاز شادی‌های من! آخر گمت کردم تا آمدم نجوا کنم: “مادر” گمت کردم همسایه‌ام بودی فقط یک کوچه پایین‌تر از آسمان یک کوچه بالاتر گمت کردم ای در مزامیرت اساطیر کهن، پنهان…

افول غرب

افول غرب شده نزديك به پايان برسد زور شما كه جهان نيست دگر واله و مسحور شما شده نزديك كه در نقشه ز بيداری شرق…

آستان شاه

آستان شاه ما در تنور وسوسه، هیزم نمی‌شویم سیریم و خام فتنه‌ی گندم نمی‌شویم حتی اگر که خواست فلک منتی نهد ما زینت‌المجالس انجم نمی‌شویم…

استخوان و خار

استخوان و خار خفتيم در پناه علي بسيار غافل ولي ز آه علي بسيار ياران حيدريم ولي در عدل گشتيم سد راه علي بسيار از…

آزاده باش

آزاده باش افکند، از عطش چو به رخساره، چین، حسین خشکاند هرچه آب به روی زمین، حسین با یاد دستهای اباالفضل می گریست وقتی که…

از يتيمان شهر

از يتيمان شهر ساقيا! خشم بر فتاده مگير از من خسته، جام باده مگير طي ره، بي دليل دشوار است خضر اين راه را ز…

از شهیدان تو هستم

از شهیدان تو هستم من که خود صید تو هستم، دام می‌خواهی چه‌کار؟ بیش ازین آهوی خود را رام می‌خواهی چه‌کار؟ پشتِ سر گفتی فلانی…

از زهد ما چه سود.

از زهد ما چه سود. از ماه و سال تازه تری از بهار هم از لحظه های پرتپش انتظار هم بغض از گلوی صاعقه وا…

از زبان پدر

از زبان پدر اگرچه بزم خدا جاي اشك و زاري نيست پس از تو چاره ي من غير بي قراري نيست پس از تو هيچ…

از شکر و از شکایت ما بی خبر نباش!

از شکر و از شکایت ما بی خبر نباش! هرچند رفته ای به تو ای یار دلخوشیم با خاطرات کهنه دیدار دلخوشیم ما عاشقان کوی…

از خود پلي بساز

از خود پلي بساز بنشین شبی به خلوت خود در حضور خویش روشن کن آسمان و زمین را به نور خویش توفان اگر گرفت تو…

ارزش املاك

ارزش املاك اگرچه با خزف و خس، سر ستيزم نيست ز گوشمالي ناكس، گهي گريزم نيست اگر چو آينه صافم، خيال كج مكني گمان مبر…

احاطه ام كن!

احاطه ام كن! احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره…

آتشفشان هاي آرام

آتشفشان هاي آرام چون قله، در اوج و خاموش با ابر غربت، هم آغوش كوهند پوشيده از برف همچون يلان كفن پوش آتشفشان هاي آرام…

آرامکو

آرامکو این تیر غیب بود که بارید یا آه شیعیان یمن بود؟ یا آن که انتقام الهی از قتل عام کودک و زن بود؟ ای…

اربعین

اربعین بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو می‌ترسد شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو می‌ترسد آن…

احاطه ام كن

احاطه ام كن احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره…

یارِ فارسی گویم از دهن گُهر می ریخت

یارِ فارسی گویم از دهن گُهر می ریخت گویشِ دری راخوب ناب‌و باهُنر می ریخت درمیانِ لب‌خند اش واژه ها عسل می گشت هرچه مختصر…

نمی‌خندد

نمی‌خندد اگـر آدم نه خندد زنده‌گی یـک‌سر نمی‌خندد زمین با جمله موجودات بحر و بر نمی‌خندد خدا زیبا، تو زیبا، گفتن و خندیدنت زیبـا بخند…

وقتی دو دل به هم که شود یار ِیک به یک

وقتی دو دل به هم که شود یار ِیک به یک لبـــریـــز از محبـت و ایثـــارِ یک به یک امـروزِ زنده‌گی اگـر آغـاز شد به…

من آمدم که سبزه بکارم سراب را

من آمدم که سبزه بکارم سراب را هم مهر را مهار بگیرم هم آب را من آمدم خدا خردم داد و اختیار تا طی کنم…

من آدم‌های هر جای زمین را دوست میدارم

من آدم‌های هر جای زمین را دوست میدارم نه تنها مردمِ جاپان و چین را دوست میدارم تمامِ قاره‌ها را با نژاد و رنگ و…

ما زنده گکانیم به جانی که نداریم

ما زنده گکانیم به جانی که نداریم مشهورِ جهانیم به آنی که نداریم غربت زده گانیم که در دهر نگنجیم با نام و نشانیم به…

کینه به قلب آدمی کوه شد و کتل نشد

کینه به قلب آدمی کوه شد و کتل نشد خنده‌که تا جوانه زد حاجت کل‌مکل نشد در همه پنج قاره ام،بی تو نشد گذاره ام…

غنـودن تا هـویدا مـی‌کند سیـبِ بلـوغـت را

غنـودن تا هـویدا مـی‌کند سیـبِ بلـوغـت را لـبِ سـردم تمنا می‌شود لـب‌هـای قوغت را چه‌خوش بغنودنت زیبد که روی سبزه و گل‌ها تـو در نظـاره‌ی…

کو درین شهرِ پُر از غم دل بیغم که بخندد

کو درین شهرِ پُر از غم دل بیغم که بخندد غـمِ مـردم نگـذارد دل آدم که بخندد آدم این سوختن و کشتن و بستن که…

غزل جدیدم را می‌گذارم، امید که خوشتان بیاید.

غزل جدیدم را می‌گذارم، امید که خوشتان بیاید. بـوی بهـشتِ آرزو زلـف صبـــا وزیده‌اش شبنم روی برگ گل اشک به رخ خزیده‌اش وقتی‌که دور چهره‌اش…

شعورت داد عصیانش تو کردی

شعورت داد عصیانش تو کردی خطا دربینِ رضـوانش تو کردی خدا ابلیس را از درگه‌اش راند ولیکن سر به فرمانش تو کردی زمینِ آدمیت را…

سوگوانه‌ی برگ

سوگوانه‌ی برگ درخت منتظر اولین جوانه‌ی برگ پرنده در صدد بهترین ترانه‌ی برگ صدای غرش رگبار فصل فروردین وقطره‌قطره‌ی باران بروی شانه‌ی برگ سحر تمام…

سخن مستی کُند در خاطرم چون مَی کُند بازی

سخن مستی کُند در خاطرم چون مَی کُند بازی لبم با واژه‌ های ناب پی‌ در پی کُند بازی به هر بیتی که از اندیشه‌ی…

شدت‌گرفت سردی و سد گشت کار را

شدت‌گرفت سردی و سد گشت کار را بربَست زمهریر ســـری جـــویـبار را باریدن پیاپی و ســــرمــای بی امان مسدود ساخت جاده‌ی گشت و گذار را…

زنده بادا جنگ!

زنده بادا جنگ! خوش بیا ! ای با بهار آمیخته پای تا سر افتخار آ میخته باغ را بویت بشارت می دهد با بیان برگ…

سال ها من سخن سبز و بهاری گفتم

سال ها من سخن سبز و بهاری گفتم از قفس قصه به قمری و قناری گفتم باغ را از تبر و تیشه حمایت کردم به…

زن ســزاوارِ ســر بُریدن نیست

زن ســزاوارِ ســر بُریدن نیست مــردِ نـامـــرد لایـقِ زن نیست ایـن گُــلِ نـوبـرِ هـزار بهـشت بـابِ پـرپـر شدن و چیدن نیست آن سهی سروِ سرکشیده…

درخت منتظر اولین جوانه‌ی برگ

درخت منتظر اولین جوانه‌ی برگ پرنده در صدد بهترین ترانه‌ی برگ صدای غرش رگبار فصل فروردین وقطره‌قطره‌ی باران بروی شانه‌ی برگ سحر تمام درختان باغ…

زبان فارسی بیشک شرین است

زبان فارسی بیشک شرین است شکرشوراست پیش اش.انگبین است دری،هرواکه واکه کوهِ نوراست به قلبم حک و در خونم عجین است بیا بشنو حدیث شاه…

زمین تا روی شاخ گـاو ماهی‌‌ست

زمین تا روی شاخ گـاو ماهی‌‌ست تمـامِ سـرنـوشـت مـا تباهی‌ست سیه انـدیشـه‌گان را نـور ننگ است به چشم شبپرک ‘سولر’ سیا‌هی‌ست نه زیبد جز به…

خوش بیا ! ای با بهار آمیخته

خوش بیا ! ای با بهار آمیخته پای تا سر افتخار آ میخته باغ را بویت بشارت می دهد با بیان برگ و بار آ…

در کـوچه باغ سبز دلم تا چکر زدی

در کـوچه باغ سبز دلم تا چکر زدی هرجا درخت تازه که دیدی تبر زدی تا یک گلی به محوطه‌ی باغ سر کشید تیغ از…

خـورشید پشتِ پنجره لبخند می‌زنـد

خـورشید پشتِ پنجره لبخند می‌زنـد فیـضِ سپیده در دلِ خـرسند می‌زند دریا خروش می‌کند از مستی و نشاط مــرداب را ز کاهلی اش گَند می‌زنـد…