بيا تماشا

بيا تماشا

سر می‌بُرند، از ماه ای شب بیا تماشا
با ذکر یا اباالفضل (ع) بر لب بیا تماشا

ای کربلا تنش را، حالات رفتنش را
هر روز کن زیارت هر شب بیا تماشا

افتاده است یارم، آن ماه بی مزارم
بی سر به سینه ي خاک، مرکب بیا تماشا

من عاجزم ز وصفش، سوسن ز باغ برخیز
با کاکل پریشان، کوکب بیا تماشا

ای نام و رسم و عنوان، خاکی بریز بر سر
مصدر بیا به پایین، منصب بیا تماشا

ای مرگ! بعد از این داغ، ديگر مرا مترسان
از سوختن چه دانی؟ ای تب! بیا تماشا

بانو! مدافعت را بردند سوی مقتل
بر تلّ خویش باز آ، زینب! بیا تماشا…

افشين علا

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *