یک عمر خواندم نغمه ها از بی قراری ها
آخر چه شد سهمم؟ قفس، مثل قناری ها
ترسیم کن این میله ها را نیز در عکسم
عکسی که می گیری به رسم یادگاری ها
از های و هوی دشمنان هرگز نترسیدم
دل خوش نکردم در گرفتاری به یاری ها
کم جمع کن! روزی نصیب جغد خواهد شد
کاخی که در آن کرده ای شب زنده داری ها
فردا تو هم چون من کفن پوشی اگر امروز
سهم تو دارایی است، سهم ما نداری ها
در عیش، بدمستی نکن در غم شکیبا باش
طی می شود این نشئگی ها و خماری ها
مرگ است پایان تمام جاده ها، بگذار
سبقت بگیرند از منِ عابر، سواری ها
در کوچه و پس کوچه ها جز پاره ای آهن
باقی نه از کالسکه می ماند نه گاری ها
ساز مخالف کم بزن، جدی نباش این قدر
دنیا نمی ارزد به این ناسازگاری ها
افشين علا





