از هجر یار سینه ای من داد میزند
از هجر یار سینه ای من داد میزند آتش به آستانه ای آباد میزند ای گل فروش دست تکدی مبر به گل بلبل به عشق…
از ما سلام بر همگی عاشقان عشق
از ما سلام بر همگی عاشقان عشق بر بارگاهی منزلتِ رهروان عشق دلها طپید و عالم جاوید شد بنا معنی گرفت هستی به نام و…
آرزو دارم از این پس که تو یارم باشی
آرزو دارم از این پس که تو یارم باشی گلشن و، انجمن و، باغ و بهارم باشی نکند حرف بدِ مدعیان در تو اثر روشنیء…
یوسف عصر
یوسف عصر برتری از شهرت و از نام نیز از فروع دانش و احکام نیز برده ای از صور و صیدا صبر و تاب هم ز…
يسمان اجانب
يسمان اجانب كمك كنيد به نوباوگان جنگ زده به آهوان هراسيده ي پلنگ زده ببر عروسك و اسباب بازي و گل سر براي دختر آواره…
یک سال گذشت برای جای خالی پدرم
یک سال گذشت برای جای خالی پدرم رفته بودم تا بپرسم باز حالی از پدر تا بگيرم باز هم شايد حلالی از پدر طبق معمول…
يا حسين
يا حسين ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست سرچشمه ی شهامت و آزادگی، حسین! از…
وقت ملاقات
وقت ملاقات تقویم در برابر اوقات ما کم است گوش فلک برای شکایات ما کم است هر روز با همیم و نمی دانم از چه…
وداع با رمضان
وداع با رمضان چون من، اگرچه خصم حرامی نداشتی کم، بنده را عزیز و گرامی نداشتی از چون منی سراغ گرفتی که بیکسم آیا نشان…
هنوز هم بهار
هنوز هم بهار هنوز چرخش زمین هنوز رفت و آمد مدام فصل ها دوباره سور و سات هفت سین دوباره شوق کشت و کار هنوز…
هوای زهد
هوای زهد بشر به فکر عمر است، فنا نمی گذارد از او به جز خیالی به جا نمی گذارد مراقب است صیاد که وقت صید…
همین چراغ که می سوزد
همین چراغ که می سوزد همین که خانه گرمی هست همین دوخوابه کم روزن همین مثلث تکراری، سه ضلع: کودک و مرد وزن همین که…
هفتم اکتبر
هفتم اکتبر از پا فتادهاند خدایان صهیونیزم آغاز شد افول نمایان صهیونیزم با کشتن تمامی اطفال غزه نیز احیا نمیشوند خدایان صهیونیزم در آذرخش هفتم…
هم نشين كودكان
هم نشين كودكان “قصه هاي راستگو به سر رسيد عمر راستگوي قصه ها تمام شد..” تا به گوشم اين خبر رسيد، بغض كهنه ام شكست…
همواره در تبسم
همواره در تبسم فرق است بین رفتن و یکباره سوختن با در غم چهار جگرپاره سوختن عزمی بزرگ می طلبد مثل آفتاب عمری بدون اخم…
نماز وحشت
نماز وحشت چون بود با برزخ، ملاقات نخستینت خواندم نمازی در غروب روز تدفینت خواندم نماز اولین شام فراقت را همچون تپش های دل یاران…
نسخه ای برای خود
نسخه ای برای خود باید از این به بعد خدای خودم شوم بعد از خدا دلیل بقای خودم شوم دل، خانهی خداست پس از کعبه،…
نان و نمك تو خورده مولا
نان و نمك تو خورده مولا ای نامه ی سربه مهر مکتوم ای مادر صبر، ام کلثوم! ای میوه ی بوستان احمد ای حاصل وصلت…
نامه ای به ترودو
نامه ای به ترودو آقای جاستین! با ما سخن درست بگویید ایران تیول سلطنت انگلیس نیست این قوم قرن های متمادیست با عزم راستین بر…
نامهای به استکهلم
نامهای به استکهلم در هرم دوزخ، روضهی رضوان نمیسوزد نام خدا در آتش شیطان نمیسوزد نوری که در دل میشود روشن نمیمیرد عطری که در…
میانکاله
میانکاله میانکاله، این نازک اندام زیبا گلوگاه سبزی است، باریک و بکر و فریبا که بر گردن خاک چون سینه ریزی گران است مبادا ببندید…
منظومه ی حدیث کساء
منظومه ی حدیث کساء تا بشنويم راز نهاني را احمد گشود گنج معاني را فرمود “روی دوش پدر بگذار ای فاطمه! عبای یمانی را” آن…
موریانه ها
موریانه ها ای درخت استوار با تو موریانه ها چه کرده اند؟ موذیانه از هزار سو در تن تو رخنه کرده اند هرچه بیشتر لانه…
من خاك بودم!
من خاك بودم! “آیا خدایت نیستم؟” این سان خطابم کرد گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد نام مرا در زمرهی “قالوا بلی” گنجاند…
مقصود آفرینش
مقصود آفرینش دل خوش مکن به دنیا چون آشنای ما نیست این خانهی کهن جز مهمانسرای ما نیست جام جهاننما را از پیش دست بردار…
مسافر الموت
مسافر الموت به آب زد همه عمر ولی در اوج سکوت پیاده یا که سوار بدون غصهی قوت معلمی که نداشت مثال روی زمین شبیه…
مصر! چرا خفتهای؟
مصر! چرا خفتهای؟ مسکن همسایه سوخت مصر چرا خفتهای؟ خرمن همسایه سوخت مصر چرا خفتهای؟ دامن همسایهگان طعمهی یک آتش است دامن همسایه سوخت مصر…
مرگ و زندگی
مرگ و زندگی سوی پیری ام بردند لحظه ها به آرامی لحظه های خوشحالی لحظه های ناکامی چون درخت ها عمری تکیه بر خودم کردم…
مردم گرفتارند!
مردم گرفتارند! باور کنید این نسل سردرگم گرفتارند در چنگ فقری بدتر از کژدم گرفتارند باید به دور انداخت تقویم سیاست را وقتی که قوم…
مجازات لبنان
مجازات لبنان لبنان به چه حقي نظري داد و سخن گفت؟ بيروت چرا بيهده از جنگ يمن گفت؟ اشغال و ستم حق حجاز است و…
مرثيه اي براي فرشته
مرثيه اي براي فرشته به طبل عزاداری بكوب و بزن شيپور كه خفته مهی در خاك ، غنوده زنی در گور زني كه هنرمندان ز…
مثل حضرت علی
مثل حضرت علی ماه، ماه روزه است روز، روز ضربت است از مصیبت علی در دلم قیامت است روزهای ماه را گرچه روزه بوده ایم…
مثل آینه با ما
مثل آینه با ما◾ بانگ عزا می رسد ز عالم بالا گشته زمین، غرق شور و ماتم و غوغا نیست عزای حسین، تازه که این…
مالکیت
مالکیت حسرت تو خانهای بزرگ یا که کسب و کار تازه است؟ فکر میکنی حال آنکه صاحب زمین و خانه و مغازه است با تو…
گنج فهم
گنج فهم قدرت، اگر به قوت بازوست ديده ايم عشرت، اگر كنار لب جوست ديده ايم بخت بلند اگر به قد و قامت بلند يا…
گرمی بازار حُسن
گرمی بازار حُسن نفحه ی باغ بهشت، عطر تن مجتباست محفل کروبیان، انجمن مجتباست در همه جا، بوی عشق گر رسد از کوی عشق نافه…
گرانی
گرانی روغن و قند و برنج، پسته و بادام، پر نان و پنیر ناهار، اشکنهی شام، پر کفش و لباس جدید، میوه و آجیل عید…
کودککش
کودککش در فلسطین خاک بگشاید دهان ایکاش قوم غاصب را ببلعد ناگهان ایکاش کاش توفانی وزد از جانب دریا جسمشان در ماسهها گردد نهان ایکاش…
کرونا
کرونا آیا گمان کردیم تنها گنه کارانِ پیش از ما مشمول آیات بلا بودند؟ تنها ثمود و عاد از فرط بدکاری به زاری مبتلا بودند؟…
کاظمین
کاظمین گذرم فتاده به جاده ای که رسد به چشمه ی باده ای من تشنه کام و رهی چنین؟ چه مسافری و چه جاده ای!…
كشتزار عمر
كشتزار عمر بردم تو را ز ياد و به ياد مني هنوز شبها مرا به اسم، صدا مي زني هنوز از دامن گناه در افتاده…
قم اللیل الا قلیلا
قم اللیل الا قلیلا برخیز، از بستر به غیر از پارهای از شب در جنگ دیو آور به کف، قدارهای از شب مستی ندارد روز، زیرا…
قم اللیل الا قلیلا
قم اللیل الا قلیلا برخیز، از بستر به غیر از پاره ای از شب در جنگ دیو آور به کف، قداره ای از شب مستی…
غزه
غزه دیدی چگونه صبر خداوند لبریز شد ز حیلهی این قوم؟ با عطسهای ز غزهی مظلوم خاموش شد فتیلهی این قوم باریکهای به تنگی زندان…
قصيده ي غديريه
قصيده ي غديريه خورشيد بر مسير سفر بست راه را در دست خود گرفت سپس دست ماه را بين سياه چاله ي تاريك و نور…
غرور زخمی
غرور زخمی تو دوستی کن اگر خلق، اهل دشمنیاند بتاب، گرچه به دنبال محو روشنیاند به رغم باد مخالف بایست مثل درخت نه مثل مردم…
عید آمدهست، قند و گلابی درست کن
عید آمدهست، قند و گلابی درست کن با شهد بوسه، شربت نابی درست کن بر دیده ام به قصد سیاحت قدم گذار اسباب عیش بر…
عید آمدهست
عید آمدهست عید آمدهست، قند و گلابی درست کن با شهد بوسه، شربت نابی درست کن بر دیدهام به قصد سیاحت قدم گذار اسباب عیش…
عید آمده ست
عید آمده ست حالم بد است، قند و گلابی درست کن با شهد بوسه، شربت نابی درست کن از زهد خود بکاه که جانم به…
علت پيدايش هستي
علت پيدايش هستي ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد پی احیای جمادات، نباتی بفرستد تا خرد تر کند ازعشق، سر خامه خود را…
عزلت
عزلت تنها نه ميل ديدن ما را نداشتند تاب نفس كشيدن ما را نداشتند با هر تپيدن دل خود، خواهشي به جز در خاك و…
صفایی ندارد جهان در فراقش
صفایی ندارد جهان در فراقش نفس تنگ شد ناگهان در فراقش اگر محسنی رفت تنها نه یک تن که گویی تهی شد جهان در فراقش…
شیخ فضل الله نوری شد به دار
شیخ فضل الله نوری شد به دار ای دریغ از روزگار چوبهی دار از مقامش شرمسار ای دریغ از روزگار بازوان غرب بهر انتقام بین…
شوکران
شوکران دل به خاکدان بستن، ترک آسمان کردن ظلم را سبک دیدن، بار خود گران کردن روی فرش ابریشم، راه عرش پیمودن بر زمین غصبی،…
شوق سراب
شوق سراب دارند جز سکوت چه راهی عقاب ها وقتی کنند همهمه هر سو غراب ها بر بادها گره زده اند آبروی خویش دلخوش، که…
شهید باش
شهید باش یک عمر زنده باش ولیکن شهید باش هر دم پی حماسه و عزمی جدید باش حتی اگر تمام جهان غرق تیرگی است چون…
شهيد باش!
شهيد باش! يك عمر زنده باش وليكن شهيد باش هر دم پي حماسه و عزمي جديد باش حتي اگر تمام جهان غرق تيرگي است چون…
شکوه ای به درگاه امام عصر عج
شکوه ای به درگاه امام عصر عج مولا! در این وفور بلا فکر چاره کن درمان زخم های فزون از شماره کن سوی تو با…
شمس و قمر
شمس و قمر زده ام فالي و صد شكر كه فالم نيك است از ازل تا ابد ايران، وطن تاجيك است عشق پاكي است مرا…
شکایت سگ
شکایت سگ دم ظهر، وقت نماز زوال سگی زخمی و لاغر و خستهحال به مسجد رسید و کنار درش نشست از سر اضطرار و ملال…
شعر تر بگو!
شعر تر بگو! شعرهاي تر بگو! جاي ادعا و حرف از درازي سخن، هيچ كس نبسته طرف “من چنين و من چنان، بهترم از اين…
شعر نوجوان
شعر نوجوان با خدا باش به دنبال که هستی که از دردت بکاهد؟ خدا باید بداند خدا باید بخواهد به او بسپار خود را که…
شرح کشتهگان
شرح کشتهگان بر زمین فرشی از ستاره رسید گویی از عرش، گاهواره رسید کاروانی که دیشب آمده بود امشب از آسمان دوباره رسید هودجی از…
شاه بی شهود
شاه بی شهود از شام ها گریخت شمیم تو یاعلی ایام شد تهی ز نسیم تو یاعلی گفتی دهید سهم خلافت به دیگری با آن…
سرو همیشه سبز منا
سرو همیشه سبز منا ای سعی ناتمام تو از حج، تمامتر قبرت ز بارگاه فلک بادوامتر رفتی به شوق وصل علیاکبر حسین از کشتهگان دشت…
شاپرك هاي يتيم
شاپرك هاي يتيم بس بلند است اي يتيمان! بخت و اقبال شما چون كه قرآن بارها پرسيده از حال شما خاتم پيغمبران هم بود در…
سرو سر به زیر
سرو سر به زیر بی تو خطوط سربی حق دفتری نداشت آری قلم بدون توبال و پری نداشت چون انتشار نور ز دامان پنجره شب…
سبکباری
سبکباری سوی پیریام بردند لحظهها به آرامی لحظههای خوشحالی لحظههای ناکامی چون درختها عمری تکیه بر خودم کردم کس نشد به توفانها غیر ریشهام حامی…
ساقه ي فردوس
ساقه ي فردوس مرگ با داغ جوان می خواست مغلوبت ببيند شعله ور شد درد تا ای مرد! مرعوبت ببيند غم نمی دانست بر مي…
زلزله
زلزله هرچند به این ملک رساندیم خلل ها از خشم حذر کن به مکافات عمل ها تا بند دل بی گنهان نگسلد از هم فرمان…
زده ام فالی و صد شکر که فالم نیک است
زده ام فالی و صد شکر که فالم نیک است از ازل تا ابد ایران، وطن تاجیک است عشق پاکی است مرا نیز به تاجیکستان…
سازمان ملل
سازمان ملل گوش میدهم هم به های و هوی رهبران هم به بق بقوی پشت پنجره از گلوی کفتران آن طرف نغمههای دلنشین این طرف…
زهر و عسل
زهر و عسل مجال، تنگ و سخن، باقي و اجل، نزديك بكوش! چون شده پايان اين غزل، نزديك هزار مغلطه كرديم، از حقيقت دور هزار…
زبان مادری
زبان مادری بر آن سرم _گر خدا بخواهد_ که داد صدق از دغل بگیرم به ضرب تیغ گهرشناسان تقاص اصل از بدل بگیرم زبان شیوای…
ريسمان اجانب
ريسمان اجانب كمك كنيد به نوباوگان جنگ زده به آهوان هراسيده ي پلنگ زده ببر عروسك و اسباب بازي و گل سر براي دختر آواره…
رشک حور
رشک حور زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت اسمی عظیم بود که چون راز سر به…
رود گلآلود
رود گلآلود بر تخته پارهای زدهام چنگ در رود موجخیز و گلآلود با آنکه هست راه گریزم هرگز جدا نمیشوم از رود رودی ستیزهجوی که…
روح خدا
روح خدا ای مسیح ای هم رکاب منجی عالم ما تو را یکشنبه ها تنها نمی جوییم چارده قرن است در زیارت نامه ی پیغمبر…
دولت افتادگی
دولت افتادگی ای سخنت رونق لفظ دری قند درآمیخته با آذری درس تو دارد اثری بیشتر از اثر تربیت مادری ناموری، گرچه تو را رغبتی…
دستی بلند شد
دستی بلند شد فرمان ز حق رسید چو در حجّةُ الوداع عالم به شور حیدری افتاد در سماع جبریل خود ز دست شد آن دم…
دریغا دعایی
دریغا دعایی چه شام سیاهیست روز جدایی دریغا دعایی که چشمم تهی گشت از روشنایی دریغا دعایی مرا بود با ماه تابان رویش به خلق…
در فراق داوود
در فراق داوود روز عاشورا که عالم غرق آه و دود بود نوبت خاموشی دردانهام داوود بود پیک مرگ! ایکاش قدری دیرتر میآمدی رفتن آن…
درخت تزویر
درخت تزویر فلک تغیر کند به اخمی امید تغییر اگر بخشکد به کام جان بر لبان چو زخمی غم گلوگیر اگر بخشکد به روز روشن…
در غروبی نفسگیر
در غروبی نفسگیر یش چشمم تو را سر بریدند دستهایم ولی بی رمق بود بر زبانم در آن لحظه جاری «قل اعوذ برب الفلق» بود…
در غم افغانستان
در غم افغانستان تنها نسوزد افغان در اين غم ما نيز گشتيم گريان در اين غم از توس تا قم، از رشت تا کیش یکباره…
در صدق كوش!
در صدق كوش! فرخنده باد بيست و نه اسفند روزي كه از بهار، مجزا نيست بي آخرين مناسبت تقويم پايان سال، اين همه زيبا نيست…
در سوگ نسیم
در سوگ نسیم بر بام مثل ماه، شبی آمدی فرود ناگاه پر زدی ولی از خانه ام چه زود! این گونه با شتاب چو رفتی،…
در سوگ شيعيان حجاز
در سوگ شيعيان حجاز شیعیان را دیو گردن زد، چرا لال است غرب؟ در شگفتم زان که خود، استاد جنجال است غرب حاکمی هشتاد تن…
در اين هجوم بلا
در اين هجوم بلا حسين جان! نم آبي براي ما بفرست نشان رفع عذابي براي ما بفرست به سوي خويش، امير شباب اهل بهشت! ز…
در سوگ سندباد
در سوگ سندباد پرتو! سلام دیشب به من حمید خبر داد آن چینی شکسته که یک عمر بر تنش انبوه زخمها و ترکها را با…
در این مهمان سرا
در این مهمان سرا بس که عمری در جهان از این و آن بد دیدهایم خویش را در سختجانیها سرآمد دیدهایم گاه اگر بالا و…
در اين آشفته حالي ها
در اين آشفته حالي ها از ایوان نجف رویی به استقبال برگردان به حال خوش، مرا ای احسن الاحوال برگردان ترازوی ستم را بشکن از…
در ازدحام خزف
در ازدحام خزف اگرچه سفره ز نان، قفس ز دانه تهیست در این وفور خزان اگر خزانه تهیست در ازدحام خزف اگرچه قلب صدف ز…
داغ همسایه
داغ همسایه همسایه در شبی سرد وقتی چنین بلرزد بی اختیار زین غم ایران زمین بلرزد بنیاد صبر و طاقت بر خاک چون فرو ریخت…
دام دامنگیر
دام دامنگیر ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود عقل را کم سرزنش کن زان که بی تقصیر بود بخت را دشنام کم…
داوود
داوود پسرم! هیچکس ترا نشناخت از همین رو زمانه با تو نساخت تا که برخاستی به داد و دهش فلک از شش جهت به سوی…
داغ هرات
داغ هرات از داغت ای هرات نه تنها مزار سوخت هم جان کابل و جگر قندهار سوخت لرزید با تو تربت مشهد که قلب ماست…
خواهر جواهر است
خواهر جواهر است خواهر، جواهر است بدان قدر گوهرش بر ديدگان خود بنشان مثل مادرش بي بال و پر مباش كه دامان خواهران چون آشيانه…
خبرنگاران
خبرنگاران ای خبرنگاران، ای راویان دانایی وارث رسولانید با دم مسیحایی میکنید در میدان با یلان، هماوردی کار لشکری کردید گاه خود به تنهایی هم…
خانه ي عنكبوت
خانه ي عنكبوت مهر شكست تا ابد حك شده بر جبين تان كوچ كنيد غاصبان! جانب سرزمين تان كودك غزه را اگر در دل خواب…





