تو دوستی کن اگر خلق، اهل دشمنیاند
بتاب، گرچه به دنبال محو روشنیاند
به رغم باد مخالف بایست مثل درخت
نه مثل مردم بی بتهای که منحنیاند
ز طعنهها که به ما میزنند غصه نخور
که با نفاق و حسادت برادر تنیاند
غرور زخمی ما را شکسته میخواهند
ولی صبور بمان، اهل قبله آهنیاند
ترک نمیخورد این کوه با تلنگر باد
ببین چه بیهده در فکر لرزه افکنیاند
نترس و عزم حرم کن چو رهروان طریق
که با وجود حرامی مصون ز رهزنیاند
شبیه رود، روان باش گرچه خیل وزغ
به قعر حاشیه، غرق لجن پراکنیاند
وفا به عهد قدیم است رمز ماندن ما
گروه تازه به دوران رسیده رفتنیاند
افشين علا





