بشر به فکر عمر است، فنا نمی گذارد
از او به جز خیالی به جا نمی گذارد
مراقب است صیاد که وقت صید کردن
فقط سکوت باشد، صدا نمی گذارد
چه حرص ها که دارند برای قدرت، اما
قَدَر نمی پذیرد، قضا نمی گذارد
بلای جان مردم شدند و دوست دارند
که در امان بمانند، بلا نمی گذارد
چه بی شمار کس ها، غریبه با هوس ها
هوای زهد دارند، هوا نمی گذارد
چه نکته ها شد از بر، خطيب تا به مصدر
درست گوید اما خطا نمی گذارد
چه تیرها که بدخواه نشانه رفت و یک آه
گرفت راه او چون دعا نمی گذارد
ستمگران عالم چقدر دوست دارند
عزیز خلق باشند، خدا نمی گذارد!
افشين علا





