شعر تر بگو!

شعر تر بگو!

شعرهاي تر بگو! جاي ادعا و حرف
از درازي سخن، هيچ كس نبسته طرف

“من چنين و من چنان، بهترم از اين و آن
از زمين و از زمان…” تا به كي شعار و حرف؟

مي رود به هاي و هو جوي در زمين فرو
ماندگار و ساكت اند رودخانه هاي ژرف

راضي ام به عمر كم چون كه صرف عشق شد
عمرتان دراز باد! گرچه شد به كينه، صرف

تا به كي پي مريد؟ روز و شب كه بشنويد:
“گفته هايتان درست! نكته هايتان شگرف!”

ظرف خواهش شما پر نمي شود چرا؟
كاسه ي سري بس است در لحد به جاي ظرف

شعرهاي تر شود حك به روي سنگ ها
از افاضه ها چه ماند؟ جاي پاي روي برف!

افشين علا

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *