بس که عمری در جهان از این و آن بد دیدهایم
خویش را در سختجانیها سرآمد دیدهایم
گاه اگر بالا و گه پایین، چه فرقی میکند؟
مثل دریاییم ما، هم جزر و هم مد دیدهایم
روزگارا! دیگر از ما خواهش ماندن مکن
زانکه در مهماننوازی آنچه باید، دیدهایم
مثل رود، آغوش وا کردیم بهر هرکسی
در جواب از او دلی چون سنگ را سد دیدهایم
آبروها بس خریدیم و به هنگام خطر
در خط ابروی یاران، پاسخ رد دیدهایم
خوشهای گندم نچیدیم از بهشت اغنیا
گرچه از اهل چپاول، ظلم بیحد دیدهایم
ای مسافر! بر مصادر چون رسیدی، دل مبند
ما در این مهمانسرا بس رفت و آمد دیدهایم
بی نیازیم از کریمان، چون که اصل جود را
در رسول و حیدر و آل محمد (ص) دیدهایم
افشين علا





