شب مهره
شب مهره شب خسته از تداوم تلخ شبانه بود هر چند هر ستاره صدا را بهانه بود دستی که چید ظلمت شب را سحر نبود…
سفر
سفر من شعر نگاهت را از شوق زبر دارم در ساحت چشمانت آهنگ سفر دارم در حافظۀ دستم، شوریست کزان مستم با آیینه پیوستم آیین…
سرم دیگردر گریبانم نمیگنجد
سرم دیگردر گریبانم نمیگنجد و گردنم کوتاهی را اقرار میکند. در دور ترین بیشه ها باوری گویا نهان بود وقتی راه میرفتیم از خشخش جنگل…
سفر تازه
سفر تازه بستر خاطره ها دامن شب وزش وسوسه ها در تن شب میل بیداری صد عاطفه است فرصت آمدن و رفتن شب عشق آویخته…
ستاره گان گرفتار
ستاره گان گرفتار بام از قیام واهی دیوار میرمد شام از ستاره گان گرفتار میرمد این نردبان خسته که بر دوش می کشیم از اوج…
زن
زن مرا بنگر که خود را بازیابی چراغم ساز تا از من بتابی من وتو ریشه ی اندیشۀ هم الفبایم ترا گر تو کتابی حمیرا…
زمین
زمین سکوت من به صدای زمانه میماند صدای من به حلول ترانه میماند هجوم عاطفه در سرزمین سینۀ من به میل رویش تند جوانه میماند…
ریشه های سوخته
ریشه های سوخته ای تکدرخت شرقی مغرب نشین بگو از آیه های باور و شور و یقین بگو ای شهسوار وادی شعر دری بمان با…
زمین برفی پاکـــــم پر از جـــوانه شوم
زمین برفی پاکـــــم پر از جـــوانه شوم نگین نـــــور به انگشتر زمــــــانه شوم شکــــــوه لحظۀ دیــــــدار در نگاه کشم نشاط آبی دریـــــــای بیکـــــرانه شـــوم ز…
زمین برفی پاکــــم پر از جـــوانه شوم
زمین برفی پاکــــم پر از جـــوانه شوم نگین نور به انگشتر زمـــــانـــــه شوم شکوه لحظۀ دیــــــدار در نگــــاه کشم نشاط آبی دریای بیکــــــرانه شــــــوم ز…





