راه خود رو که دیگران رفتن
راه خــــود رو کــــه دیگــران رفتن نه چنـــان رو که دیگــــران رفتنـد بــه تــو دادنــــد چون نگــاه نوین جســــتجو کـــن بجــو راه نویــن آنچـــه رفتند…
دیده ی باز
دیده ی باز اینک آمد کاروان غیر چشمت باز دار زشت و زیبایش ببین اینش بگیر آنش مگیر علم وی تحصیل کن از مکروی دوری…
در وصف پدر
در وصف پدر اشک یار کودکیهاى من است غمگسار بیکسیهاى من است در یتیمى راز دارم بوده است مؤنس شــبهاى تــارم بـوده است اشگ در…
دگر
دگــر نوبهار آمد و شد زنده جهان بار دگر تو مرا زنده کن از ساغر سرشار دگر تا بود فصل گل و صحبت ساقی هرگز…
خطاب مادر وطن بفرزندان شیفته ی فرهنگ
خطاب مادر وطن بفرزندان شیفته ی فرهنگ ای ســـــپرده دل بلــــــــذاب فرنگ باز گرداین سرزمین ما وای تست شیردادم شـــــــیره ی جان دادمت تا هنوز…
خطاب به دختران افغان
خطاب به دختران افغان ای شاخه ی گل ،شکسته تا چند؟ ای سروران، نرسته تاچند؟ ای مرغ بهشت، خسته تاچند در کنج قفس نشسته تاچند؟…
خطاب به اولاد وطن
خطاب به اولاد وطن نور چشم وطن ای بچه ء افغان افسوس دل من داغ شد از دست تو ای جان افسوس چند گویم به…
چشم نابینا
چشم نابینا هرمرد که سنجشی ندارد چشمی است که بینشی ندارد چون مرده بکوی زندگان است هرقوم که جنبشـــــــــی ندارد بازی اســـت که مرغ خانگی…
چه گلها چیده ام از آرزو در دامن فردا
چه گلها چیده ام از آرزو در دامن فردا که سازم از بهار و هم رنگین گلش فردا مرا از مزرع دیروز چون جز غم…
چشم نا بینا
چشم نا بینا هر مرد که سنجشی ندارد چشمی است که بینشی ندارد چون مرده بکوی زندگانی نیست هر قوم که جنبشی دارد بازی است…
تابش شمشیر
تابش شمشیر آه ای ناله ترا قوت تأثیر چه شد آنکه گفتی شکنم حلقه ی زنجیر چه شد بر در پیر مغان جبهه ی طاعت…
تعظیم این روز بزرگ انوار عرفان آورد
تعظیم این روز بزرگ انوار عرفان آورد وجد آورد شور آورد نور آورد جان آورد پیغام نو از عصر نو در گوش افغان آورد در…
پیران که چنین مقام و حرمت دارند
پیران که چنین مقــام و حرمــــت دارند زان نیست که یـک دو دم قـدامت دارند این حرمت از آن است که آنها دو نفس در…
تا بوت آتشین
تا بوت آتشین من بی وطن که دور ز آغوش مادرم بنشسته ام بر آتش و در خون شناورم برگم که تند باد فگنده به…
بی تفاوت
بی تفاوت گیرم که همه عیب و هجایم گویند از من چه زدود گیرم که همه راه ثنایم پویند بر من چه فزود آن شاخ…
بهاریه
بهاریه آمد بهار جانفزا با بوی ها با رنگ ها با گریه ها با خنده ها با صلح ها با جنگ ها آیینه می بارد…
به داغ نامرادی سوختم ای اشک، طوفانی!
به داغ نامرادی سوختم ای اشک، طوفانی! به تنگ آمد دلم زین زندگی ای مرگ، جولانی! درین مکتب نمیدانم چه رمزِ مهملم یارب که نی…
به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
به داغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی به تنگ آمد دلم زین زند گی ای مرگ جولانی درین مکتب نمیدانم چه رمز مهملم یارب که…
با خلق نکو بزی که زیور این است
با خلق نکو بزی که زیور این است در آیینه جمال ، جوهـر این اســت آن قطرهء اشـکی که بریزد بر خاک بردار که گنج…
بداغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
بداغ نامــرادی ســـوختــم ای اشـــک طوفانــــی به تنگ آمد دلــــــم زين زندگی ای مرگ جولانی در اين مکـــتب نميـــدانم چــه رمز مهملم يــارب که نی…
بگداخت زین گرما مراستخوان به کانون بدن
بگداخت زین گرما مراستخوان به کانون بدن یا مرحبا نعم البلد یا حبذا نعم الوطن آن سیمگون ایام کو، آن ارغوانی شام کو وان سایه…
برگریزا ن
برگریزا ن ا کنون که سپا ه برگریزا ن بر سبزه و گل کشیده شبخون گل ها ی چمن به نا مرا دی یکسر شده…
اینک آمد کاروان غیر ، چشمت باز دار
اینک آمد کاروان غیر ، چشمت باز دار زشت و زیبایش ببین اینش بگیر آنش مگیر علم وی تحصیل کن از مکر وی دوری گزین…
این مثل از قدیم مشهور است
این مثل از قدیم مشهور است که زمین سخت و آسمان دور است لیک آنها که راه یافته اند هم زمین هم فلک شکافته اند…
ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
ای غره به اینکه دهر فرمانبر توســت وین ماه و ستاره و فلک چاکر توست ترســــم کــــــه ترا چــاکـر خود پندارد آن مورچگان که رزقشان…
آمد بهار جانفزا با بوی ها با رنگ ها
آمد بهار جانفزا با بوی ها با رنگ ها با گریه ها با خنده ها با صلح ها با جنگ ها آیینه می بارد سحاب…
آه ای ناله ترا قوت تأثیر چه شد
آه ای ناله ترا قوت تأثیر چه شد آنکه گفتی شکنم حلقه ی زنجیر چه شد بر در پیر مغان جبهه ی طاعت سودم آن…
الهی ! اشک چشمی، سوز آهی
الهی ! اشک چشمی، سوز آهی فروزان خاطــری، روشن نگاهــــی زهرسو بسته شـــــد درهای امید کلیدی ، رخنه ئی ، راهی پناهی
اعتماد بخود
اعتماد بخود راه خود رو که دیگران رفتن نه چنان رو که دیگران رفتند به تو دادند چون نگاه نوین جستجو کن بجو راه نوین…
آریائی سرود
آریائی سرود شهنشاه گیتی ستان کیقبان که گیتی چنو شهریاری نزاد برازنده ی تاج و تخت کیان فرازنده پرچم آریان از آن پیش کان شاه…
ارزش وقت
ارزش وقت هان ! که گنجینه ی گهر و قت است منبع قدرت و ظفر وقت است وقت را ای پسر منه از کف که…
ا کنون که سپا ه برگریزا ن
ا کنون که سپا ه برگریزا ن بر سبزه و گل کشیده شبخون گل ها ی چمن به نا مرا دی یکسر شده زرد و…
آتشي از جنگ افروزند هر دم در جهان
آتشــــي از جـــنگ افـــروزند هـــر دم در جهان اين سياست پيشگان شوم با افكار خويش پيـــش مــا از آشـــتـــي لافنـــد اما در كميـــن گرمتــــر ســـــازند…
اشک یتیم آواره
اشک یتیم آواره گفت شب الماس را اشک یتیم از کجا آیی کجا باشی مقیم گفت از ظلمات می آیم برون از دل سنگ سیاه…
در گرداب بحران ها
اسم کتاب: در گرداب بحران ها نویسنده: دکتور ضیا نظام (صفحه ویژه نویسنده) تعداد چاپ: محدود صفحه آرا: فهیم هنرور ناشر: نشر سخنور نوبت…
سیر حضرت ابوالمعانی در صَوَر خیال، رو در رو شدن و از شرم آب شدن با یک نظر (گداز نظر)
با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بود لـبـریـز خـیـال تـو گـداز نـظـری بـود ابوالمعانی رح سیر ابوالمعانی در صَوَر خیال، رو در…
کالبدِ پیر
کالبدِ پیر جان در بدنِ شعر نو امروز دیگر نیست آنست سخنی نغز که در عصر حجرنیست در کالبدی پیر تناسخ زده گانیم گویا که…
لب های تو آلوده ی خون شد جانا
لب های تو آلوده ی خون شد جانا آلوده ی رنگِ دلِ عاشق بخدا خون شد عاشق به ناوکِ خنده ی تو جانا بخدا خنده…
شب یلدا
شب یلدا من نغمه سرایم بسرایم شب یلدا شیپور زند طبع و هوایم شب یلدا رمزیست درین شب که اگر پرده گشاید مِی راست شود…
زین گذرگاه عارفی کوچید و رفت
زین گذرگاه عارفی کوچید و رفت آن پرستو اندکی نالید و رفت ساز هستی پند و عبرت مینواخت چون صدا در گوش ما پیچید و…
یارب تو به موسا یک عصایی بفرست
یارب تو به موسا یک عصایی بفرست از درگه ی خود نور و صفایی بفرست در مُلک ستم دیده و ویرانه ی ما یک مرد…
خفاشِ سایه
خفاشِ سایه ساقی بریزجرعه ی دیگر به جام من کـ از سر پریده مرغ خیالات خام من از بس خفاشِ سایه تلمبار کرده است خورشید…
رند و پاکباز
رند و پاکباز وجودی عارفی دریا دل و والا مَقام ز وحدت باده ها نوشید بیش از یک دو جام شهنشاه بلنداخترکه دُر پرورده است…
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست – تحلیل بیت حافظ به قلم علی منهاج
ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است حافظ شیرازی خداوند از همه حاجات ما باخبر است. با این…
احمد ظاهر، ستاره بیتکرار موسیقی افغانستان
احمد ظاهر، ستاره بیتکرار موسیقی افغانستان، با صدای جادویی خود مرزهای زمان را در نوردیده و به نماد فرهنگ مدرن تبدیل شده است. او…
سیر معنی از خم و پیچ عبارت غافل است – تحلیل بیت حضرت ابوالمعانی بیدل به قلم علامه سلجوقی
سیر معنی از خم و پیچ عبارت غافل است قاصد ملک تقدس رنج آب و گل نبرد واقعاً معانی، موجودات مجردۀ میباشد که از…
تا کی
تا کی از خون بی نوایان اخذ مفاد تاکی وز رنج بیمرادان جشن مراد تاکی بیداد بر ضعیفان جایی نگشت تحریر لافیدن جراید از…
الا یا غــوث الاعـظـم دسـتگـیــر
الا یا غــوث الاعـظـم دسـتگـیــر نـاتــوانـانـی به میدان حیدر ثانـی به خلوت مصطفی شأنی بـرابـر کـی شـود بـا تـو نکـویـان دگـر هـرگز همه عاشق به…
اسـم پـاکــت تــا مـیــان نــام حــق شـــد
اسـم پـاکــت تــا مـیــان نــام حــق شـــد آشــکـار عـالـم امـکــان بـه نــورت دیــد خود را بر مدار دیده بود اعیان ثابـت نــور تــو در دور…
از گـمـان و ظـن بــد بـا اهـل ایـمــان
از گـمـان و ظـن بــد بـا اهـل ایـمــان الـحــذر از نـفـاق و از شـقـاق ای نـور چشـمان الحذر چونکه شیطان لعین دارد نفـوذ در انـس…
یا حبیب حضرت حق رحمة للعالمین
یا حبیب حضرت حق رحمة للعالمین یک نظر بر حال ما کن یا شفیع المذنبین در تعین اولت بگزید حق محبوب خویش در نبوت در…
هر نفس دل میکند در آرزویت انقلاب
هر نفس دل میکند در آرزویت انقلاب می فتد از هیبتت بر جسم و جانم اضطراب تا که آیات الهی از جبینت خوانده ام عالم…
نه مـن دیگـر بـه دور کوچـه و بـازار میگردم
نه مـن دیگـر بـه دور کوچـه و بـازار میگردم به دور دل به فرق خویش چون پرکار میگردم سرم فرسوده بال و پر شکسته در…
میلاد با سعادت سرورعالم، حبیب دو جهان محمد
میلاد با سعادت سرورعالم، حبیب دو جهان محمد مصطفی (صلی الله و علیه و آله و اصحابه و احبابه وسلم) بر عاشقان و محبان و…
گر تـو بخـودی بتـرس و بـی باک مباش
گر تـو بخـودی بتـرس و بـی باک مباش از مـدح کسـان شـاد و طـربـنـاک مباش ور بی خودت آورده اند از بزم حضور می نوش…
گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند
گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند عرشیان و فرشیان نام محمّد (ص) می برند میلاد با سعادت سرور و سردار دو عالم،…
کـن یـک نگهـی جـانـب ایـن خـیــل ضعـیـفـان
کـن یـک نگهـی جـانـب ایـن خـیــل ضعـیـفـان یک بــار شـنــو نــالـــه و فــــریــاد یـتـیـمــان بر مشـرق و مغـرب همـه جـا سـیل مهـاجــر از میهـن تـو…
شــنو ارشــاد مــردان خــدا را گـــر
شــنو ارشــاد مــردان خــدا را گـــر سـخــندانــی «کجــا کــاری کــند عــاقـل که بار آرد پشیمانی» جنــون از عـقــل بیــگـانه و علم و جهل اضدادند نــیابــی…
دسـتـیـکـه تـخــم فـتـنــه فـشــانـد شـکسته
دسـتـیـکـه تـخــم فـتـنــه فـشــانـد شـکسته به حــرفــیــکـه رنـگ تـفــرقــه دارد نگفـته به تـا هـــمـــدلــی صــفـا و مـحـبــت بـــیـاورد در بــزم دوســـتـان بــه تـفــاخــر نـرفـته به…
دارم دلِ دیــــوانه ای، ای هـــوشــــیاران
دارم دلِ دیــــوانه ای، ای هـــوشــــیاران در بـغــل نـالــد دریــن مـاتمســـرا بـا زخــم عصــیان در بغل در عشــق جــانــان ســوخــتم درس وفـــا آمــوخــتم دارم عجــب…
حبیب حق بود سردار کونین پیشوای ما
حبیب حبیب حق بود سردار کونین پیشوای ما خداوند(ج) و ملایک بر سرش گویند صلی الله اگر خواهی که ایمانت شود کامل به نزد حق…
جـز تـو مـا را نـبـود یــار خــدایـا مـددی
جـز تـو مـا را نـبـود یــار خــدایـا مـددی گــرچــه هسـتـیـم گنـهــکار خـدا یا مددی هـمـه کــفــــار جهــان در پـی نابودی ما باز گـردیــده بـهـــم یــار…
حضـرت درویـش پـیـر عـارفان جانان جان
حضـرت درویـش پـیـر عـارفان جانان جان فـوق اقـطـاب طـریـقــت، رهـنـمـای کاملان سـر زد از شـهـر فــنــا آن آفــتــاب معرفت از حـریــم غــزنـه و مُلـک سـنایی…
تــو ذات اقــدســـی و مـقــــدس ثـنای تست
تــو ذات اقــدســـی و مـقــــدس ثـنای تست عـالـم تـمـام پــردهء حُسـن صـفــای تـسـت عـیـن الـعـیـان چــو آيـيـنـهء روی تــو بـود اعـیــان هـمــه حـقــایــق گـنـج خـفای…
تا کـه دل در طـاق ابـروی شـما مـاوا گرفت
تا کـه دل در طـاق ابـروی شـما مـاوا گرفت معـبـد خـاصی بـرای سـجــدهء مـولا گـرفـت شـد هـزاران عـاشـق دیـوانـه در کـویش ولی زان یکـی فـرزانـه…
به تلونیکه صانع صنعت دیدار میریزد
رنگ گل به تلونیکه صانع صنعت دیدار میریزد ز موج رنگ گل درین چمن انوار میریزد چسان جوید کسی تمکین ازین شوریده سر بلبل که…
برخیـز خـدا را کـه توقـف نکند سود
برخیـز خـدا را کـه توقـف نکند سود هر جا که تویی زود بپا خیز بپا خیز با مـؤمن حق در همه احوال بیـامیـز ای آب…
بـاز آمــدم بــر درگهــت بـار دگــر ای
بـاز آمــدم بــر درگهــت بـار دگــر ای نــازنین غلتان و غلتان جان به لب بی پا و سر ای نازنین دور جهــان کــردم سفـر در…
ایدل ز غفلت وارهان خود را تو آگاهی گزین
ایدل ز غفلت وارهان خود را تو آگاهی گزین از راحت وابستگی بگــذر تــو آزادی گــــزین چـرخ زمـان از ابـتلا دارد اگــر جـور و جـفا…
ای دل اسیر خنجر بیداد کیستی
ای دل اسیر خنجر بیداد کیستی هر لحظه در تپیدن و در یاد کیستی آرامیت نصیب نباشد درین جهان در حیرتم که زخمی بیداد کیستی؟…
ای مسلـمـان خـواب غـفـلـت تابکی بیدار شو
ای مسلـمـان خـواب غـفـلـت تابکی بیدار شو چشم بکشا بـر اجـانـب انــدکـی هـوشـیار شو عزت نفست کجا شـد غیرت و ایمانت چه شد زین اسـارت…
ای عاشقان ، ای عاشقان من بیخود و شیداستم
ای عاشقان ، ای عاشقان من بیخود و شیداستم هرچند عاشق نیستم ، اما درین سوداستم دردی ، بدل دارم عجب ، آرد مرا در…
ای کـه جایـت نـبـود جـز به دل پـاک و بری
ای کـه جایـت نـبـود جـز به دل پـاک و بری عاشـقـان را دل و جــانـی و صـفـای نظـری وصل خود بخش به من از سر…
ای مـؤمـنـان ای مـؤمـنـان ای امـــت آخـــر
ای مـؤمـنـان ای مـؤمـنـان ای امـــت آخـــر زمــان با هم دگر یکجا شوید چون جسم و جان اندر جهان ایـن قـدرت طـاغــوتــیان از ضعــف مـا…
آنـکـه فـرزانـه و مـمـنـون وفـا هسـت منم
آنـکـه فـرزانـه و مـمـنـون وفـا هسـت منم آنـکـه دیـوانـه و مجـنـون جـفـا هسـت منم گر چه مستان همه از جاده برون اند ولی آنـکـه لـغــزیـده…
????? ???
??? ????? ????? ??? ????? ????? ??? ????? ?? ????? ???
مختصر زندگی نامهٔ عبدالله آوا
مختصر زندگی نامهٔ عبدالله آوا عبدالله تیموریان ملقب به آوا در سال ۱۳۶۹ در شهرک سرحدی تورغندی از مربوطات ولسوالی کشک رباط سنگی ولایت…
سفره ى دل بِگشُا راست بمن
سفره ى دل بِگشُا راست بمن پرده از دغدغه بر دار، بگو گوى با من ز دلِ تنگِ خودت هر چه خواهى به زبان آر،…
زآن صاحبِ دل نشانه دارم
زآن صاحبِ دل نشانه دارم، می رویم ازو جوانه دارم میگویم وخوش همیسرایم، شعرین سخن وترانه دارم با دُرِّ دری عقیق و مرجان، داده است…
زود بگذشت از سر ما دير ها
زود بگذشت از سر ما دير ها رفت عمر و چاره و تدبير ها خنده دار است انتظار کودکی در جوانی گریه کردند پیر ها…
چه شد؟
چه شد؟ ای دل چه شدی عاقبت کار چه شد؟ آن عشق چه شد از برت آن یار چه شد؟ سرکار دلا چرا نگوئی…
چشم امّيدِ من است و دَر لطف و كرََمَت
چشم امّيدِ من است و دَر لطف و كرََمَت مى رسم تا به رهايى، ز رساىِ قلََمَت کرده ام کوششِ خود را، و چنین خواهم…
بنده ام دَم از خدا می آورم
بنده ام دَم از خدا می آورم دل به یادش هرکجا می آورم شکر بی پایان ز لطف و دادِ آن ذاتِ پاکِ کبریا می…
بگو خشكيده گلِ باغ شباب
بگو خشكيده گلِ باغ شباب زين تنِ بى بر و بى بار بگو شرحِ حالم به طبیبم برسان شده دل خسته و بیمار بگو نام…
اگر از ریشه براین نا شدنم
اگر از ریشه براین نا شدنم چه بوَُد حاصلِ پیدا شدنم چه بوَُد پیش و پسِ آن شدنی چه شَوَد ناشدن و یا شدنم کوردل…
ای دل ز خموشی چه بود پیدایت
ای دل ز خموشی چه بود پیدایت دلگویه چه شد صحبت و پندار چه شد؟ مفهو ِ م تو چیست از بر معنایِ سخن مفکوره…
عبدالقهار عاصی؛ روایتگر نجیبی که در آتش جنگ سوخت
عبدالقهار عاصی؛ روایتگر نجیبی که در آتش جنگ سوخت قهار عاصی شاعر برجسته و محبوب در ولایت پنجشیر به دنیا آمد. او با وجود…
زندگینامه حمیرا نکهت دستگیر زاده
زندگینامه حمیرا نکهت دستگیر زاده داکتر حمیرا نکهت دستگیر زاده شاعر، ادیب و منتقد ادبی معاصر افغانستان و یکی از زنان سر مدار ادبیات…
مژده ابر رحمتي آمد بهارم تازه شد
مژده ابر رحمتي آمد بهارم تازه شد از نسيم مدعا گل در كنارم تازه شد آفتابي گشت طالع بازم از صبح مراد كز ضياي روي…
ای عزیزان با که گویم حال زار خویش را
ای عزیزان با که گویم حال زار خویش را یک دو روزی شد ندیدم گلعذ ار خویش را سوختم در آتش رشک حسودان عاقبت دیده…
زندگینامه عارف چاه آبی
معرفی مختصر عبدالله عارف چاه آبی؛ عارف چاه آبی یکی از شاعران زبردست و توانایی افغانستان است، زادگاهاش ولایت تخار ولسوالی چاه آب قریه تخن…
قدت درجلوهای شوخ ستم بنياد میلرزد
قدت درجلوهای شوخ ستم بنياد میلرزد ز انداز خرامت قامت شمشاد میلرزد به استقبال فوج خوش نظامیهای مژگانت سپاه از كشور چين تا به فيض…
فریب تازه
فریب تازه ببر اندوه سیال شبان را از سرم یارا که بیرون از گلیم صبر اینک می نهد پا را فریب تازه می چیند به…
فانوس
فانوس خالی ست آشیانه ز اغیار نازنین آغاز کن ترانه ی دیدار نازنین تن در کویر حسرت این عشق آتش است فانوس کن مرا به…
کابل
کابل تکرار میشوی به خبر شهر خسته ام در حادثه به کوی و گذر شهرخسته ام تن ها به جاده های تو تنها فتاده اند…
غزل آه
غزل آه تا آه از آن سینه سوزان بدر آید سیمرغ دلم را شرری زیر پر آید آن آه که در سینه ی تو نیز…
غزل آفتاب
غزل آفتاب چشم ستاره سایه دیوار خواب شد دیوار قصه خوان شب اضطراب شد آن پرسش غریب که در چشم تو شکفت ناگاه در برابر…
عشق خمیازه های عادت نیست
عشق خمیازه های عادت نیست عشق ظرفی برای عادت نیست نیست هفت شهر، در خور گامش عشق در روستای عادت نیست مثل آب از تبار…
عبور از شب
عبور از شب زمزمه کن شور مرا شور مرا ترانه کن باز به یاد آشنا ذهن مرا نشانه کن وسوسه نظاره خوان در شب من…
عاطفه
عاطفه عشق جوانه می زند در تپش صدای من شعله طور می دمد از همه لحظه های من سبزی بی نهایتی، عاطفه را بدایتی شور…













