بگو خشكيده گلِ باغ شباب
زين تنِ بى بر و بى بار بگو
شرحِ حالم به طبیبم برسان
شده دل خسته و بیمار بگو
نام او ورِدِ زبانم شب و روز
نيست لب را به جز اين كار، بگو
ای هماهنگ و هم آواز دلم
با من از لحنِ خوشِ یار بگو
مژده ها باز دِه از پاسخِ او
مكن حاشا، مكن انكار، بگو
بگو از چنگِ نژنَگش نرَمَم
باشم اين مُزد سزاوار بگو؟!
بیوفایی نبََودَّ رسم دلم
منم آوایِ گرفتار بگو!
زين تنِ بى بر و بى بار بگو
شرحِ حالم به طبیبم برسان
شده دل خسته و بیمار بگو
نام او ورِدِ زبانم شب و روز
نيست لب را به جز اين كار، بگو
ای هماهنگ و هم آواز دلم
با من از لحنِ خوشِ یار بگو
مژده ها باز دِه از پاسخِ او
مكن حاشا، مكن انكار، بگو
بگو از چنگِ نژنَگش نرَمَم
باشم اين مُزد سزاوار بگو؟!
بیوفایی نبََودَّ رسم دلم
منم آوایِ گرفتار بگو!
شاعر: عبدالله آوا





