قدت درجلوه‌ای شوخ ستم بنياد می‌لرزد

قدت درجلوه‌ای شوخ ستم بنياد می‌لرزد
ز انداز خرامت قامت شمشاد می‌لرزد
به استقبال فوج خوش نظامی‌های مژگانت
سپاه از كشور چين تا به فيض اباد می‌لرزد
خدنگ ناز را در زه كشد وحشي غزال من
چو شاخ گل، كمان درقبضه صياد می‌لرزد
اگر بر كشتن اين بيگنه روز كمربندی
ز آه دل به دستت خنجر فولاد می‌لرزد
نه تنها حسن او تسخير كرد عارف بدخشان را
ز اقليم ختن تا خطه بغداد می‌لرزد
ندارد وارثِ عارف که روزی دامنت گیرد
چرا تیغ ستم بر دستت ای جلاد می‌لرزد

عارف چاه آبی

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *