سیر معنی از خم و پیچ عبارت غافل است
قاصد ملک تقدس رنج آب و گل نبرد
واقعاً معانی، موجودات مجردۀ میباشد که از عالم مجردات باین دنیای مادی آمده است. فلاطون میگفت: اگر ما در دنیای مثال باین معانی مجرده آشنا نمی شدیم کنون ممکن بود که بتوانیم آنها را درک کنیم. الفاظ، محض یک اشاراراتی است به آن معانی و مخصوصاً در دنیای شعر و ادب، در منطق میکوشند که بخیال خود تا حد ممکن بین که به خیال خود تا حد ممکن بین لفظ و معنی تطابقی پیدا کند، ولی آن تطابق ایشان خیالی محض است. مثلاً ایشان ناطق را برای انسان نسبت به ضاحک جوهری تر میگویند در حالیکه این فرض و تخمین است و دلیل جوهری درین باره ندارند و ممکن نیست الفاظ و معانی را که از دو مقولۀ مختلف است هم قد و هم قامت بسازیم.
در شعر که اساس آن به رمز و اشاره گداشته شده است، یک اشارت کافی است و محتاج شرح و بیان زیادی نیست.
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
کردم اشارتی و مکرر نمی کنم
نویسنده: علامه صلاح الدین سلجوقی





