ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست – تحلیل بیت حافظ به قلم علی منهاج

 

ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
حافظ شیرازی

خداوند از همه حاجات ما باخبر است. با این حال به ما بندگان نوید داده است که مرا بخوانید و از من طلب کنید تا اجابت کنم. این طلب و درخواست از او نیز موهبتی از سوی خود اوست اما در حقیقت پروردگار می‌خواهد که با او سخن بگوییم تا احساس تنهایی و بی‌کسی نکنیم.

وقتی ما زبان به دعا می‌گشاییم در واقع خود اوست که کلام را در دهان ما می‌گذارد و حاجت را در دل ما می‌نشاند. با همه این احوال؛ گاه می‌شود که زبان ما به دعا و درخواست باز نمی‌شود. این حالت نیز از سوی خداوند است. گاه انسان بی‌آنکه بگوید و بخواهد به او نعمتی عطا می‌شود که حکمت آن را در نمی‌یابد. گفتن یا نگفتن درخواست یا به تعبیر حافظ تمنای حاجتی به درگاه خداوند؛ شرط اجابت نیس


غزل کامل

خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا
کآخِر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

ای پادشاهِ حُسن خدا را بسوختیم
آخِر سؤال کن که گدا را چه حاجت است

اربابِ حاجتیم و زبانِ سؤال نیست
در حضرتِ کریم، تمنا چه حاجت است

محتاج قِصه نیست گَرَت قصدِ خون ماست
چون رَخت از آن توست، به یغما چه حاجت است

جامِ جهان نماست ضمیرِ منیرِ دوست
اظهارِ احتیاج، خود آن جا چه حاجت است

آن شد که بارِ منتِ مَلّاح بردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
اَحباب حاضرند، به اَعدا چه حاجت است

ای عاشقِ گدا چو لبِ روح‌بخشِ یار
می‌داندت وظیفه، تقاضا چه حاجت است

حافظ! تو خَتم کن که هنر خود عَیان شود
با مدعی نزاع و مُحاکا چه حاجت است

حضرت حافظ شیرازی رح

نویسنده: علی منهاج
ناشر: نشر سخنور | Sokhanwar.Com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *