مژده ابر رحمتي آمد بهارم تازه شد

مژده ابر رحمتي آمد بهارم تازه شد
از نسيم مدعا گل در كنارم تازه شد
آفتابي گشت طالع بازم از صبح مراد
كز ضياي روي او شب هاي تارم تازه شد
تازه رويي گر گلستان يافت از باران فيض
زين مسيح اقبال جان بي قرارم تازه شد
از خم توفيق بيرون شد مي وحدت به جام
غوطه در آغوش حسرت زد خمارم تازه شد
تا خطيب بخت از منبر به نامش خطبه خواند
از غبار فتنه رنگ روزگارم تازه شد
بشكنم گر گوشه ي قلپاق عارف مي سزد
رونق نغزي ز شعر آبدارم تازه شد
عارف چاه آبی
Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *