کـن یـک نگهـی جـانـب ایـن خـیــل ضعـیـفـان

کـن یـک نگهـی جـانـب ایـن خـیــل ضعـیـفـان
یک بــار شـنــو نــالـــه و فــــریــاد یـتـیـمــان

بر مشـرق و مغـرب همـه جـا سـیل مهـاجــر
از میهـن تـو گشـته روان بـی سـرو سـامــان

عـیـب اسـت شـوی جـانـب گلـشـن بـه تفـرج
مـرد و زن افـغــان، بـه فـغـان انـد بـه زندان

شرمست تو در قصر نشینی به صــد اعـزاز
در خــانــهء فــرســوده بســـوزنـد غـریـبـان

از کـف بـدهـی زود تـو ایـن قـدرت خــود را
گــر تـفــرقــه آری و نســـازی به مســلمــان

صــد حیـف که از دست دهی وحدت خود را
از وسـوســه و تـفـرقـــه انــدازی شـیـطـــان

یک دیـن و یکـی مـذهـب و یک ملـت مـا هست
خـاکـش بـه سر هـر کـو شکـند و حــدت قرآن

شعــرم بـه خـیـــال تــو چــو افســانــه بـیـایـد
زیـرا کـه تــویـی مسـت ز سخن های مداحان

گفتم سرو وقت است هنوز هم سر وقت است
گــر مـی شــوی از غـفـلـت خود زود پشیمان

«بیرنگ» تـو اگــر واقـف ایـن جـور و جفـایی
درد دل بـیـچــاره و مـظـلـــوم بـه نــوا خـوان

حضرت استاد بیرنگ (رح)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *