هر نفس دل میکند در آرزویت انقلاب

هر نفس دل میکند در آرزویت انقلاب
می فتد از هیبتت بر جسم و جانم اضطراب
تا که آیات الهی از جبینت خوانده ام
عالم امکان به چشمم می نماید چون سراب
من که با نیم نگاهت دست و پاگم کرده ام
بار منت کی کشم از ساقی و جام شراب
عمر ها افتاده ام در رهگذارت یا حبیب (ص)
خاکسار و مو پریشان سینه بریان دل کباب
چشم بگشا یکنظر بر حالت امت نگر
از حریم کعبه ات تا سومنات اند عذاب
می تپم بسمل صفت در خاک و خون بی اختیار
میکند سودا گری از خون ما اهل کتاب
سوختیم و ساختیم ما دشمن حق را ذلیل
میرویم بی پا و سر تا وارسیم بر فتح باب
از ادب دور است (بیرنگ) شکوه اما چاره چیست
قادر قهار سازد خانه دشمن خراب

حضرت استاد بیرنگ (قدس الله سره العزیز)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *