شب یلدا

شب یلدا
من نغمه سرایم بسرایم شب یلدا
شیپور زند طبع و هوایم شب یلدا
رمزیست درین شب که اگر پرده گشاید
مِی راست شود قدّ دو تایم شب یلدا
بگذار که از عشق کنم یک غزلی سر
که ابلیس برافتد تهِ پایم شب یلدا
من کشته و بیمار دو تا سیب زنخدان
ای عشق مکن بی سر و پایم شب یلدا
بازلف سیاهش به دلم تار دوانده
وآن عطر خوشش بُرده حیایم شب یلدا
مضمون غزل باز شده در سخن من
کاتش بزند هوی و هیایم شب یلدا
خاکستر و زنگار زدایم ز لبی تیغ
ای صبح تو گُلخند برایم، شب یلدا
بی مَی نکنم فکر رسا در حد عشقش
شد پیک لبی نوش و دوایم شب یلدا
درمذهب ابلیس که تجلیل حرام است
من از پس جنگش بدرآیم شب یلدا
با چرخ، سماع برسر جاهل بزنم پیج
چون پرده دَرَد شور و نوایم شب یلدا
ای شب زده این سحر و طلسمت نکند کار
چون سینه کشد آه و دعایم شب یلدا
قطره بقایی
30قوس1404

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *