بی‌نهایت حضرت‌ست این بارگاه

بی‌نهایت حضرت‌ست این بارگاه صدر را بگذار صدرِ توست راه (مثنوی، دفتر سوم) راه کمال و تعالی روحی انسان انتها ندارد. هرچند آدمی به منزلی…

پشّه بگریزد ز باد با دَها

پشّه بگریزد ز باد با دَها پس چه داند پشّه ذوق باد ها (مثنوی/دفتر پنجم) در این بیت مولانا در مورد تفاوت لذات دنیوی و…

تشنگان گر آب جویند از جهان

تشنگان گر آب جویند از جهان آب جوید هم به عالم تشنگان (مثنوی/دفتر اول) شوق رسیدن به مقصد و مقصود گرچه ظاهرا فقط در طالب…

جانی است چون شعله ولی دودش ز نورش بیشتر

جانی است چون شعله ولی دودش ز نورش بیشتر چون دود از حد بگذرد در خانه ننماید ضیا (مولانا، غزلیات) جان به عنوان بزرگترین سرمایهٔ…

چند دعویّ و دَم و باد و بُروت؟

چند دعویّ و دَم و باد و بُروت؟ ای تو را خانه چو بیت‌العنکبوت (مثنوی، دفتر اول) انسان هرقدر که عالم باشد و دانش اندوخته…

چون خدا خواهد که پوشد عیبِ کس

چون خدا خواهد که پوشد عیبِ کس کم زَنَد در عیبِ معیوبان، نَفَس (مثنوی، دفتر اوّل) یکی از بهترین راه‌ها برای آنکه عیبِ آدمی عیان…

چونک عاشق اوست تو خاموش باش

چونک عاشق اوست تو خاموش باش او چو گوشَت می کشد تو گوش باش (مثنوی/دفتر اول) جریان لطیف عشق فرآیندی دوطرفه است که با کشف…

حق مرا گفته تو را لطفی دهم

حق مرا گفته تو را لطفی دهم بر سرِ آن زخم‌ها مرهم نهم (مثنوی، دفتر اول) زخم‌های روحی هیچگاه خوب نمی‌شوند. تا ابد می‌مانند. مدام…

خواجه در عیب است غرقه تا به گوش

خواجه در عیب است غرقه تا به گوش خواجه را مال است و مالَش عیب‌پوش (مثنوی، دفتر اول) برخی افراد مرفّه و ثروتمند به تعبیرِ…

در حقیقت خالق آثار اوست

در حقیقت خالق آثار اوست لیک جز علّت نبیند اهل پوست (مثنوی/دفتر سوم) ظاهربینان یا به تعبیر مولانا “اهل پوست” در جستجوی علّت ظاهری هر…

دلا بیدار شو گر هست دردیت

دلا بیدار شو گر هست دردیت که ناوردند بهر خواب و خوردیت (عطار، اسرارنامه) آدمی برای چه به این دنیا آمده است؟ پاسخ این پرسش…

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنِگر که تا چه حد است مکان آدمیّت (سعدی) سعدی می گوید قدر و مرتبه ی…

زهر نزدیکِ خردمندان اگرچه قاتل است

زهر نزدیکِ خردمندان اگرچه قاتل است چون ز دستِ دوست گیری، شِفایِ عاجل است (سعدی) عاشق هر آنچه را معشوق به او بدهد، با جان…

سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر

سعدی اگر طالبی راه رو و رنج بر کعبه ی دیدار دوست صبر بیابان اوست (سعدی/غزلیات) سعدی در این بیت، به مقام صبر اشاره می…

صبر کردن جانِ تسبیحات تست

صبر کردن جانِ تسبیحات تست صبر کُن کانست تسبیح درست هیچ تسبیحی ندارد آن درج صبر کن الصَّبرُ مِفتاحُ الفَرج (مثنوی/دفتر دوم) مولانا مقام صبر…

عشق بر مُرده نباشد پایدار

عشق بر مُرده نباشد پایدار عشق را بر حیِّ جان‌افزای دار (مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۲۷۲) در بسیاری اوقات وقتی کسی می‌میرد تازه عزیز می‌شود…

علتی بتّر ز پندار کمال

علتی بتّر ز پندار کمال نیست اندر جان تو ای ذو دلال (مثنوی/دفتر اول) از نظر مولانا بیماری خودبینی سخت ترین و بدترین مرض است….

قافیه اندیشم و دلدار من

قافیه اندیشم و دلدار من گویدم مندیش جز دیدار من (مثنوی/دفتر اول) سخنان عاشق برای معشوق حرف هایی ساده، بی پیرایه، صریح و بی پرده…

کسی کو یک جهت بیند جمالی

کسی کو یک جهت بیند جمالی نباشد دیدن او را کمالی بباید دید نیکی و بدی هم مقامات خودی و بیخودی هم (عطار/الهی نامه) یکسره…

گر بیابان پُر شود زرّ و نُقود

گر بیابان پُر شود زرّ و نُقود بی رضای حق جُوی نتوان رُبود (مثنوی، دفتر ششم) رزق از سوی خداوند است گرچه به طور مستقیم…

گرچه بر لب‌های او نام خداست

گرچه بر لب‌های او نام خداست قبلهٔ او طاعتِ فرمانرواست (اقبال لاهوری) همواره هستند آدم‌هایی که بردگی و طاعت انسان‌های دیگر را در زندگی انتخاب…

گفت پیغمبر که یزدانِ مجید

گفت پیغمبر که یزدانِ مجید از پی هر درد درمان آفرید (مثنوی، دفتر دوم) مولانا از پیامبر نقل می‌کند که ایشان فرموده‌اند برای هر دردی…

لیک حیوانی که چوپانش خداست

لیک حیوانی که چوپانش خداست گرگ را آنجا امید و ره کجاست (مثنوی، دفتر سوم) کسی که خداوند حافظ و هدایت‌گر او است، در امن…

مرا چون بُوَد دامن از جرم پاک

مرا چون بُوَد دامن از جرم پاک نباشد ز خبث بداندیش باک (سعدی، بوستان) انسان‌های پاک‌دامن از هیچ‌کس نمی‌ترسند. کسانی که می‌دانند هیچ جرم، خطا…

مکُن در این چمنم سرزنش به خودرویی

مکُن در این چمنم سرزنش به خودرویی چنانکه پرورشم می‌دهند می‌رویم (حافظ) تاثیر محیط بر تفکّر و عقاید و نحوهٔ زیست آدمی بی‌چون و چرا…

مِهر پاکان در میانِ جان نشان

مِهر پاکان در میانِ جان نشان دل مده الّا بمِهر دلخوشان (مثنوی/دفتر اول) جان ناپاکان در همنشینی با جان های پاک، از آلودگی و ظلمت…

ندارد کار با دون‌همّتان عشق

ندارد کار با دون‌همّتان عشق تَذَروِ مُرده را شاهین نگیرد (اقبال لاهوری) عشق صیّادی است که به تعبیری صیدِ لاغر نمی گیرد. صیدِ عشق باید…

نیم عمرت در پریشانی رود

نیم عمرت در پریشانی رود نیم دیگر در پشیمانی رود (مثنوی/دفتر چهارم) گاه بخشی از عمر ما به پریشانی و آشفتگی می گذرد و بخشی…

هر که اندر عشق یابد زندگی

هر که اندر عشق یابد زندگی کفر باشد پیشِ او جز بندگی (مثنوی، دفتر پنجم) نکتۀ بسیار مهمی در مصراع اول بیت است که رابطۀ…

هست دنیا قهرخانهٔ کردگار

هست دنیا قهرخانهٔ کردگار قهر بین چون قهر کردی اختیار (مثنوی، دفتر ششم) مولانا عقیده دارد دنیا دار مکافات است. به تعبیر او دنیا قهرخانه…

وای بر منّت‌پذیرِ خوانِ غیر

وای بر منّت‌پذیرِ خوانِ غیر گَردَنَش خَم گشتهٔ احسانِ غیر (اقبال لاهوری) بیچاره و نگون‌بخت کسی است که رزقِ خود را از فردی می‌گیرد که…

‍ هر که بیدار استاو در خواب‌تر

‍ هر که بیدار است، او در خواب‌تر هست بیداریش، از خوابش بتر (مثنوی، دفتر اول) هر کس در این دنیا بیشتر درگیر امور نفسانی…

از حسد بر یوسف مصری چه رفت

از حسد بر یوسف مصری چه رفت این حسد اندر کمین گرگیست زفت (مثنوی/دفتر دوم) حضرت یوسف علیه السلام به سبب حسادت برادران در چاه…

آن چنانش شرح کُن اندر کلام

آن چنانش شرح کُن اندر کلام که از آن بهره بیابد عقلِ عام (مثنوی، دفتر سوم) توصیهٔ مولانا در سخن گفتن و استفاده از کلام،…

آنک تخم خار کارد در جهان

آنک تخم خار کارد در جهان هان و هان او را مجو در گلْسِتان گر گُلی گیرد بکف خاری شود ور سوی یاری رَوَد ماری…

ای بسا زر که سیه تابَش کنند

ای بسا زر که سیه تابَش کنند تا شود آمن ز تاراج و گزند (مثنوی/دفتر ششم) چون زر بودن خوب و ارزشمند است اما گاه…