باز خواهـم در جـنـون هـنگامهء بر پا کـنم

باز خواهـم در جـنـون هـنگامهء بر پا کـنم حلقه در چشم غـزالان دامـن صحــرا کـنم با خــرد هــرگـز نگــردد کـس حقیقت آشنا کشـتئ بایـد ز…

ز منــظـــوری خـــلـــق فــریــاد هـا

ز منــظـــوری خـــلـــق فــریــاد هـا کـه یک چشم دام است این صاد ها غــرور است اگـر حاصل علم و فن بگـریــنــد طـفــلان بــر اســتـاد هـا…

بدل گر از گلی خاری نداری

بدل گر از گلی خاری نداری ز نخل زندگی باری نداری ز سازت نغمهء دلکش نخیزد به مشکین زلف تاتاری نداری چو آئینه نبینی صافی…

گه از چین جبین صد موج خجلت در گهر پیچی

گه از چین جبین صد موج خجلت در گهر پیچی گهی از تاب عارض لاله را خون در جگر پیچی به مخموران ز نرگس نشهء…

بـدل گـر از گلـی خـاری نـداری

بـدل گـر از گلـی خـاری نـداری ز نخــل زنـدگـی بــاری نــداری ز ســازت نغمـهء دلـکش نخیزد بـه مشکیـن زلـف تاتاری نداری چــو آئینــه نبــینی صــافی…

شب گشت روز باز بچشم و چراغ ما

شب گشت روز باز بچشم و چراغ ما یعنی که رو نهاد به بهبود داغ ما بودیم با خیال لبش شاد در چمن ازغنچه تنگ…

ای ز رویت محفل دلهای محزون را چراغ

ای ز رویت محفل دلهای محزون را چراغ تازه از بوی خوشت طبع پریشان را دماغ عاقلان در حلقهء از زلف پر چینت اسیر بی…

نگـاه گـرم او چـون سـوی ایـن نـاکـام مـی

نگـاه گـرم او چـون سـوی ایـن نـاکـام مـی افـتــد ز هـیـبـت شعـله سـانم لـرزه در انـدام مـی افـتـد اساس عـزتـت ای خـواجـه نبـود غـیر بی…

بـرد کفـر از دل بـرونـم داد ایمـانم بیاد

بـرد کفـر از دل بـرونـم داد ایمـانم بیاد داد تا از مـصحف روی تـو قـرآنـم بیاد بیـت معـمـوری شـود دل از نعـیم جنتم چون طواف…

همرهان از پا فتادم دست امدادم دهید

همرهان از پا فتادم دست امدادم دهید یعنی از دامان دشت بیخودی یادم دهید مکتب روشن سوادی تیره کرد ائینه ام ای صفا کیشان رهی…