بدل گر از گلی خاری نداری

بدل گر از گلی خاری نداری
ز نخل زندگی باری نداری
ز سازت نغمهء دلکش نخیزد
به مشکین زلف تاتاری نداری
چو آئینه نبینی صافی دل
نظر تا بر رخ یاری نداری
نشین در ماتم روزی سیاهت
بخالی گر سرو کاری نداری
خیالش میرسد کو گلفشانی
مگر ای دیده خونباری نداری
براه حق ز خیل جانسپاران
چون منصور عشق سرداری نداری
عبث داری نظر با حور زاهد
چون ذوق چشم بیماری نداری
نشد غیر از گزند خلق شغلت
چرا زین سبحه جز ماری نداری

حضرت بسمل (قدس الله سره العزیز)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *