سر نزد پرتو خورشید به بام دل ما
چرخ یک روز نگردید به کام دل ما
گرد ذرات کجا دامن خورشید کجا
تهمت عشق تو بستند بنام دل ما
بارمنت کشم از شانه که با سینه چاک
با سر زلف رسانید پیام دل ما
داده ابروی تو بر طاق تغافل جایش
چه بلند است تعالی الله مقام دل ما
به هوای که پر افشان شده از دود نفس
بوی جان میرسد امشب به مشام دل ما
هیچ تدبیر نبخشید با صلاحش سود
خلل از چشم که دیدست نظام دل ما
در رهء عشق اگر پای جنون تاز نهیم
وسعت آباد جهان نیست دو گام دل ما
در تپش «بسمل» مژگان ترا دستگهیست
مفت سیماب گر آید به سلام دل ما
چرخ یک روز نگردید به کام دل ما
گرد ذرات کجا دامن خورشید کجا
تهمت عشق تو بستند بنام دل ما
بارمنت کشم از شانه که با سینه چاک
با سر زلف رسانید پیام دل ما
داده ابروی تو بر طاق تغافل جایش
چه بلند است تعالی الله مقام دل ما
به هوای که پر افشان شده از دود نفس
بوی جان میرسد امشب به مشام دل ما
هیچ تدبیر نبخشید با صلاحش سود
خلل از چشم که دیدست نظام دل ما
در رهء عشق اگر پای جنون تاز نهیم
وسعت آباد جهان نیست دو گام دل ما
در تپش «بسمل» مژگان ترا دستگهیست
مفت سیماب گر آید به سلام دل ما
حضرت بسمل (قدس الله سره العزیز)





