داد تا از مـصحف روی تـو قـرآنـم بیاد
بیـت معـمـوری شـود دل از نعـیم جنتم
چون طواف کعـبهء کویت بگردانم بیاد
خاک یثرب سرمهء بینائی چشم منست
کـور گـردم گـر دمـی آید صفاهانم بیاد
ای ز معـراجـت بلـندی دستگاه فقـر را
داد استغـنای درویشت ز شاهـانم بیـاد
حضرت بسمل (رح)





