شب گشت روز باز بچشم و چراغ ما

شب گشت روز باز بچشم و چراغ ما
یعنی که رو نهاد به بهبود داغ ما
بودیم با خیال لبش شاد در چمن
ازغنچه تنگ گشت دل باغ باغ ما
خالی نکرده ساغری از بزم او به کام
پرشد ز جوش بادهء شوقش ایاغ ما
از سوز عشق نالهء ما بسکه دلکش است
گیرند اهل ذوق چو بلبل کلاغ ما
زین سان که تازه ایم بیاد خطت چرا
خونین جگر ز مشک نگردد دماغ ما
آسودگی به هر دو جهان چشم بستن است
ای بیخبر ز راحت خواب فراغ ما
“بسمل” بیاد آن دهن از خویش رفته ایم
گیرند از رهء عدم اکنون سراغ ما

حضرت بسمل (رح)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *