بیا ای دیده ام فرش ره و دل نذر اکرامت

بیا ای دیده ام فرش ره و دل نذر اکرامت
تمنا در سجود افتاده پیش پا بهرگامت
ندارد چشم بر بخت سکندر والهء رویت
بجام جم نیارد سر فرو لب تشنهء جامت
نمک ریز است حرف قاصدت امشب بزخم دل
گمانم داشتی بر لب تبسم وقت پیغامت
ز بیقدری نشد مرغ دلم منظور او اما
هنوزم چشم امید است سوی حلقهء دامت
به اول گام در راهت وداع دین و دل گفتم
گر آغازت محبت این بود یارب ز انجامت

حضرت بسمل (قدس الله سره العزیز)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *