عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را

عشق چو پرده بر درد حسن کرشمه‌زای را پر کند از شکوه شه آینة گدای را خیز و بیا و جلوه ده قامت جلوه‌زای را…

Continue Reading...

عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست

عشق بازی جستجوی یار در دل کردنست عمر خود را صرف در تحصیل حاصل کردنست سهل باشد بر خود آسان کردن مشکل ولی مشکل آسان…

Continue Reading...

عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست

عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منست این غزل‌های بلند تازه معراج منست کرده تسخیر دو عالم آهم از اقبال عشق گردن گردون به زیر…

Continue Reading...

عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست

عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست چشم بر کردار باشد گوش بر گفتار نیست تا شدم عاشق ندیدم یک نفس آسودگی آفتاب عاشقان…

Continue Reading...

عشق ظاهر نمی‌توانم کرد

عشق ظاهر نمی‌توانم کرد کشف این سرّ نمی‌توانم کرد چه دهی توبه‌ام دگر زاهد من که آخر نمی‌توانم کرد مردم از حیرت و ترا در…

Continue Reading...

عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست

عشقبازان را سرود عیش گفتن رسم نیست جز نوای درد دل از هم شنفتن رسم نیست چین زابرو برنداری زانکه در گلزار حسن غنچه‌های چین…

Continue Reading...

عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست

عشوه‌اش چون در چمن آیین لطف و ناز بست رنگ بر رخسار گل صد ره شکست و باز بست بلبلان را شرم رویش ناله بر…

Continue Reading...

عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند

عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند من از آن ویران‌ترم کاندیشه تعمیرم کند من که از موج نفس بال و پری دارم به…

Continue Reading...

عکس رخ جانانه که در منزل چشم است

عکس رخ جانانه که در منزل چشم است شمعی است که افروخته در محفل چشم است جز خون دل و لخت جگر بار ندارد این…

Continue Reading...

عمرها ما از خدا درد ترا می‌خواستیم

عمرها ما از خدا درد ترا می‌خواستیم آفت جان و دل خود از خدا می‌خواستیم کام دل عمری ز چشمانت طلب کردیم حیف ساده‌لوحی بین…

Continue Reading...