مذاق تلخ ما شیرین نشد از شکرستانت
که بخت تیره روزان شور گرديد از نمکدانت
اگر تسخیر نازت ای ستمگر کشور دل شد
چرا از کاوش خود دخل بیجا کرد مژگانت
باستقبال نازت بیدلان طرز دگر آیند
شوم خاک و روم بر باد در میدان جولانت
ندارد خامهء بهزاد این نقش آفرینی را
خیالم میکشد تصویر دست من بدامانت
گرفتی صبر و طاقت از من و کردی سبکبارم
کنون دوشم بود ای عشق زیر بار احسانت
بفکر تشنه کامیهای شوق ما که پردازد
مگر گاهی لب زخمم کند تر آب پیکانت
کلامت یافت فیضی از کلیم خوشنوا قاری
ید بیضا نماید در غزل طبع سخندانت
که بخت تیره روزان شور گرديد از نمکدانت
اگر تسخیر نازت ای ستمگر کشور دل شد
چرا از کاوش خود دخل بیجا کرد مژگانت
باستقبال نازت بیدلان طرز دگر آیند
شوم خاک و روم بر باد در میدان جولانت
ندارد خامهء بهزاد این نقش آفرینی را
خیالم میکشد تصویر دست من بدامانت
گرفتی صبر و طاقت از من و کردی سبکبارم
کنون دوشم بود ای عشق زیر بار احسانت
بفکر تشنه کامیهای شوق ما که پردازد
مگر گاهی لب زخمم کند تر آب پیکانت
کلامت یافت فیضی از کلیم خوشنوا قاری
ید بیضا نماید در غزل طبع سخندانت





