زندگینامه خواجه محمد سلیمان صدیقی

زندگینامه خواجه محمد سلیمان صدیقی خواجه محمد سلیمان «صدیقی» فرزند خواجه محمد اسماعیل، متولد هژدهم برج حوت سال۱۳۸۱ هـ.ش می‌باشد. سکونت اصلی نام‌برده ناحیهٔ اول…

امواج خون فشان

  امواج خون فشان دلم امواج خون فشان دارد گله از دست دلبران دارد عمر اندر گذر به رغم فراغ مگر افسوس دل فغان دارد…

تا کی ز دیده اشک جگر می کشیم ما

تا کی ز دیده اشک جگر می کشیم ما محمل نبسته رنجِ سفر می کشیم ما آلوده است این دل ما بر دو چشم او…

درونِ سینه غم بسیار دارم یا رسول الله

درونِ سینه غم بسیار دارم یا رسول الله پریشان خاطرم بیمار دارم یا رسول الله ز گردون بس که داغِ نامرادی دیده این بختم دلِ…

دَم به دَم بر گُل رُخسار محمد صلوات

دَم به دَم بر گُل رُخسار محمد صلوات در کون و مکان هر سو کمالِ محمد است در آیینه تصویرِ جمالِ محمد است در رشته…

دیده ها بینا نشد از حسن خندانِ شما

دیده ها بینا نشد از حسن خندانِ شما کیست فهمد شوق رفتن از بیابانِ شما جلوه های اشک خون آلود من دیگر مپرس رشته ها…

شکایت نامه

شکایت نامه جهان یکسر پریشانیست ، بنگر یا رسول الله همه در قید ناکامیست ، بنگر یا رسول الله کجا از خلق جویم من دوای…

سالها شد دوشِ اشکِ ساده می گردیم ما

سالها شد دوشِ اشکِ ساده می گردیم ما خون دل از حسرت وامانده می گردیم ما زد به شبنم تهمتِ صد رنگ بازی را چمن…

شوم قربان رویت یا رسول الله

شوم قربان رویت یا رسول الله فدای تار مویت یا رسول الله به دل دارم تماشای دو چشمت گدای رنگ و بویت یا رسول الله…

فن عشق

فن عشق در تمنای تو بودم فکرِ شور و شر شدم گوشه ی لطفِ تو دیدم آدمِ دیگر شدم از تقاضای تو هر دم شهپرِ…

هر کجا با یار باشیم بهتر است

هر کجا با یار باشیم بهتر است عاشقِ ستار باشیم بهتر است بلبلان را طوف گل در آرزوست گل در آن گلزار باشیم بهتر است…

یا رسول الله دو چشمِ اشکبار آورده ام

یا رسول الله دو چشمِ اشکبار آورده ام درد و داغِ زندگانی بی شمار آورده ام بر حریمِ پاک تو پا می نهم از عاجزی…

ای اشک می‌رسد به جانان پیام ما

ای اشک می‌رسد به جانان پیام ما خونابه میشود چو نیستان تمام ما ور اندرون می‌تپد این دل مدام تند چون مرغِ بسملِ که فتاده…

تا قدم بیش زدی باز به جولانگه ی عشق

تا قدم بیش زدی باز به جولانگه ی عشق محترم باش ز هر سجده به فرمانده ی عشق عقل رفعت گرِ دوران تو با سرمه…

السلام ای رهبر و‌ مولای من

السلام ای رهبر و‌ مولای من السلام ای اختر ‌شبهای من السلام ای نور عالم در وجود السلام ای بهترینی در سجود السلام ای چشم…

آیینه‌ی خودی

آیینه‌ی خودی درگیر نفس در ره باطل چرا شوی با گرگ سال خورده مقابل چرا شوی غافل مشو ز گرمیِ بازار ابلهان خجلت به پیش…

ای دل ترا به عمرِ جهان اعتبار کو

ای دل ترا به عمرِ جهان اعتبار کو بر چشمه های دیده ی خونین قرار کو از گل همان نصیحتِ دیرینه آرزوست گلگون نگاه و…