قاری عبدالله
دلا شکایت بیجا ز چرخ در خورنیست
دلا شکایت بیجا ز چرخ در خورنیست که چرخ قدر شناس است سفله پرور نیست مگر بیاری توفیق وارهی ورنه کدام مهره که در این…
بهار آمد كه برف از كه پريده ست
بهار آمد كه برف از كه پريده ست فراوان سبزه در صحرا دميدست بروی سبزهها الماس چيده ست بهار آمد كه شبنم كاری صبح ملک…
من باین گلشن کجا دل همچو بلبل بسته ام
من باین گلشن کجا دل همچو بلبل بسته ام با خیال روی او چشم خود از گل بسته ام گه گهی پابند من زنجیر کیسو…
آه از ین چشم فسونساز بلای مکار
آه از ین چشم فسونساز بلای مکار شوخ وحشی رم آهو نکهء شیر شکار ترک صیاد من ورهزن دین مردم فتنه و آفت و آشوب…
پنجه شور جنون پاره گریبانم کرد
پنجه شور جنون پاره گریبانم کرد باز سودای کسی بیسرو سامانم کرد دیده را شام غمت رخصت اشکی دادم آنقدر ریخت که تن غرقهء طوفانم…
دلم بذوق هوای بهار میبالد
دلم بذوق هوای بهار میبالد چو بیدلی که بدیدار یار میبالد از اینکه رفت زمستان بهار میبالد بروز خرم خود روزگار میبالد گهی بسبزه گهی…
تا روی عرقريز ترا ديد نگاهم
تا روی عرقريز ترا ديد نگاهم زد غوطه به سرچشمهٔ خورشيد نگاهم امشب كه رخت پيش نظر جلوهگری داشت تا صبحدم از روی تو گل…
نامه ات آمد و از بند غم آزاد شدم
نامه ات آمد و از بند غم آزاد شدم مرده بودم بخدا زنده شدم شاد شدم گر ز گمنامی خود رفته ام از یاد جهان…
ای از چمن صنع تو یک غنچه دهانها
حمد ای از چمن صنع تو یک غنچه دهانها چون سبزه به گلزار ثنای تو زبانها از چشمهٔ الطاف تو جاریست همیشه درجوی شرائین بدن…
پیش رخت نمانده دگر آب و تاب صبح
پیش رخت نمانده دگر آب و تاب صبح ای چهرهء تو شسته تر از آفتاب صبح باز آو تیره روزی شام غمم ببین ای مطلع…
دنبال یارست وفا میفرستمت
دنبال یارست وفا میفرستمت بیخود روای سرشک بجا میفرستمت دور است کوی دوست کس ای دل نمیرود این کار کار تست بیا میفرستمت چون یار…
شـد مدتی كه خاطـرش از ما گرفتـه اســت
شـد مدتی كه خاطـرش از ما گرفتـه اســت يا رب چـه حــرف در دل او جـا گرفتـه اســت امــروز، در ديـار جنـون، طفـل اشــك ماســت…





