قاری عبدالله
گوئی بدل از شحنهء ناز تو حذر داشت
گوئی بدل از شحنهء ناز تو حذر داشت چشمم که برخسار تو دزدیده نظر داشت از بهر نثار قدمش مردم چشمم در دامن مژگان خود…
اگر بیند بگلشن جلوهء آن روی گلگون را
اگر بیند بگلشن جلوهء آن روی گلگون را خجالت از رگ گل بر کشد فوارهء خون را نیارد در نظر طبع بلندم سرو موزون را…
به سنبل در سر زلف دلآویز تو پیچیدم
دوستان عزیز و گرامی غزلیست از ملک الشعرای قاری عبدالله خدمت شما عزیزان تقدیم است! به سنبل در سر زلف دلآویز تو پیچیدم درین دعوی…
داری بمن چو بی سبب ای روزگار پیچ
داری بمن چو بی سبب ای روزگار پیچ باری مرا بکاکل پر پیچ یار پیچ دل از کدام حلقهء مویش شود خلاص دارد شکنج گیسوی…
بهار آمد كه گل از گل برآيد
بهار آمد كه گل از گل برآيد كدورتهای دل، از دل برآيد بهار آمد كه باز از بهر گلگشت خرامان ماهم از منزل برآيد ملک…
ای از چمـــن حــس تــو يـك غنــچه دهـانهـــا
ای از چمـــن حــس تــو يـك غنــچه دهـانهـــا چـــون ســــبزه به گلــــزار ثنــــای تـو زبانهــــا از چشـمه الطـاف تـو جــاری اســت هميشــه در جـــــوی شــــرايـــــين…
ما را بجز از روی تو ناید بنظر گل
ما را بجز از روی تو ناید بنظر گل دارد دل صد پاره ز داغ تو بسر گل در گلشن حسن تو چه طوفان بهار…
امشب بلحن تازه برشنا صدا کشید
امشب بلحن تازه برشنا صدا کشید صوتی عجب ز حنجرهء جانفزا کشید بی پرده باز پردهء عشاق میزند دلکش ترانه پنجه اش از دلربا کشید…
بهار آمد بگلشن باز از کاشانه خواهم شد
بهار آمد بگلشن باز از کاشانه خواهم شد بپای گل ندیم شیشه و پیمانه خواهم شد بهار خط او سر میزند دیوانه خواهم شد دگر…
دل سختش ندانم مائل کیست
دل سختش ندانم مائل کیست نگاه فتنه خیزش قاتل کیست سویدای دل امشب منزل کیست چراغ داغ شمع محفل کیست دل بیتاب الفت بسمل کیست…
با نقد داغ برسر بازارت آمدم
با نقد داغ برسر بازارت آمدم اي شوخ خودفروش خريدارت آمدم سرخوش نبود بلبل شيدا ز بوی گل روزی كه من بجانب گلزارت آمدم يكره…
ای پر از گل ز رخت دامن مهتاب بهار
ای پر از گل ز رخت دامن مهتاب بهار صرف زيبائی تو رنگ گل و آب بهار اينكه بر سبزه و گل مینگری شبنم نيست…





