مذاق تلخ ما شیرین نشد از شکرستانت

مذاق تلخ ما شیرین نشد از شکرستانت که بخت تیره روزان شور گرديد از نمکدانت اگر تسخیر نازت ای ستمگر کشور دل شد چرا از…

از نشهء لعل تو بسر هوش نباشد

از نشهء لعل تو بسر هوش نباشد خود گوی از ین باده که مدهوش نباشد گفتی دگرت هیچ فراموش نسازم یارب سخن گفته فراموش نباشد…

بعاشقان رسد از چاک آن گریبان فیض

بعاشقان رسد از چاک آن گریبان فیض که میکند نفس صبحدم نمایان فیض دلم به بتکده گرفت صورتی دارد ز خانقاه تو زاهد ندیده چندان…

در کوی یار بسکه بآه و فغان شدم

در کوی یار بسکه بآه و فغان شدم بسیار خوار در نظر پاسبان شدم گاهی بناله گه به فغان همزمان شدم یعنی زبان درد ترا…

بهار آمد كه آرايد چمن را

بهار آمد كه آرايد چمن را نسيم ارزان كند مشك ختن را بهار آمد كه بيند چشم بيدار شب مهتاب، جوش ياسمن را ملک‌ الشعراء…

اگر گاهی نديدی افسر كوه

اگر گاهی نديدی افسر كوه ببين آن لكه ابر اندر سر كوه گهی پوشد ز ما روی افق را گهی آيد فراهم در بر كوه…

گوئی بدل از شحنهء ناز تو حذر داشت

گوئی بدل از شحنهء ناز تو حذر داشت چشمم که برخسار تو دزدیده نظر داشت از بهر نثار قدمش مردم چشمم در دامن مژگان خود…

اگر بیند بگلشن جلوهء آن روی گلگون را

اگر بیند بگلشن جلوهء آن روی گلگون را خجالت از رگ گل بر کشد فوارهء خون را نیارد در نظر طبع بلندم سرو موزون را…

به سنبل در سر زلف دلآویز تو پیچیدم

دوستان عزیز و گرامی غزلیست از ملک الشعرای قاری عبدالله خدمت شما عزیزان تقدیم است! به سنبل در سر زلف دلآویز تو پیچیدم درین دعوی…

داری بمن چو بی سبب ای روزگار پیچ

داری بمن چو بی سبب ای روزگار پیچ باری مرا بکاکل پر پیچ یار پیچ دل از کدام حلقهء مویش شود خلاص دارد شکنج گیسوی…

بهار آمد كه گل از گل برآيد

بهار آمد كه گل از گل برآيد كدورتهای دل، از دل برآيد بهار آمد كه باز از بهر گلگشت خرامان ماهم از منزل برآيد ملک‌…

ای از چمـــن حــس تــو يـك غنــچه دهـانهـــا

ای از چمـــن حــس تــو يـك غنــچه دهـانهـــا چـــون ســــبزه به گلــــزار ثنــــای تـو زبانهــــا از چشـمه الطـاف تـو جــاری اســت هميشــه در جـــــوی شــــرايـــــين…