محرم راز خدایی، دل دیوانه‌ی ماست

محرم راز خدایی، دل دیوانه‌ی ماست مخزن گنج نهان، سینه‌ی ویرانه‌ی ماست مشعل خور که فروزان شده بر صحن سپهر پرتوی از مه رخساره‌ی جانانه‌ی…

Continue Reading...

دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد

دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد چو شبروان، سرو کارش بشام تار افتاد هوا عبیر فشان شد، مگر گذار سبا بزیر حلقه‌ی…

Continue Reading...

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هرگز نتوان دید جمال احدی را با خود نظری داشت که بر لوح رقم زد کلک ازلی،…

Continue Reading...

لبریز تا ز باده نگردید جام ما

لبریز تا ز باده نگردید جام ما در نامه‌ی عمل ننوشتند نام ما ما را که لعل یار بکامست و می بدور دوران دهر گو…

Continue Reading...

چو پوست، تخت منست و کلاه پشمین تاج

چو پوست، تخت منست و کلاه پشمین تاج بتخت و تاج کیانی، کجا شوم محتاج؟ کلاه فقر بود خود اشاره، در معنی باینکه دور کن…

Continue Reading...

بر آنکه مرید می و معشوقه و جام‌ست

بر آنکه مرید می و معشوقه و جام‌ست جز دوست نعیم دو جهان جمله حرام‌ست ترک سر و جان گیر پس آنگاه بیاسای آری سفر…

Continue Reading...

گردون چوزد لوای ولایت ببام ما

گردون چوزد لوای(1)ولایت ببام ما سامان گرفت شرع پیمبر بنام ما در نعت این بس‌ست که روح الامین پاک آرد سلام یار و رساند پیام…

Continue Reading...

دل بیتو تمنا نکند کوی منارا

دل بیتو تمنا نکند کوی منارا زیرا که صفائی نبود بیتو، صفا را ای دوست مرا نم ز در خویش خدا را کز پیش نرانند…

Continue Reading...

باز آهنگ جنون کردیم ما

باز آهنگ جنون کردیم ما عقل را از سر برون کردیم ما جز فنون عشق کآن آئین ماست سر بسر ترک فنون کردیم ما در…

Continue Reading...

کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق

کردیم عاقبت وطن اندر دیار عشق خوردیم آب بیخودی از جویبا عشق مستان عشق را به صبوحی چه حاجت‌ست زیرا که درد سر نرساند، خمار…

Continue Reading...