از بختِ بد اگر قدغن شد حضورها

از بختِ بد اگر قدغن شد حضورها خاکم کنید بر سر راهِ عبورها من زنده ام هنوز، ولی چند هفته ایست صف بسته اند دور…

رفتی به چه ناز و چه غروری، به جهنم!

رفتی به چه ناز و چه غروری، به جهنم! من مانده ام و غصه‌ی دوری، به جهنم! دیری‌ست که در تو گم و گورم به…

خشکیده گلِ خنده به روی لبِ یلدا

خشکیده گلِ خنده به روی لبِ یلدا امسال شده بسته درِ مکتبِ یلدا سرد است همان اشک روانش، چه توان گفت؟ هرچند که بالا زده…

به همسایه‌ی سیاسی

به همسایه‌ی سیاسی عزیزِ هم‌نفسم، از چه اضطراب گرفتی چه خُلق و خوی بدی با منِ خراب گرفتی! منی که با همه‌ی روشنیم، مسئله بودم…

همین که بال و پر از آشیان در آوردی

همین که بال و پر از آشیان در آوردی چقدر در پی خود داستان درآوردی: به رقص آمدی و دشتِ دامنت گل کرد لباس از…

کشیده‌است دلم بس‌که انتظار به شانه

کشیده‌است دلم بس‌که انتظار به شانه شده‌ست دیده‌ی من شیشه‌ای غبار به شانه بیا و نیش بزن بر غمِ دمار برآرم چنان که ریخته‌ای حلقه…

عمری میان خلوت خود بوده دربه‌در

عمری میان خلوت خود بوده دربه‌در از لاک خود نمی‌کند انگار سر بدر مردی‌که سال‌هاست که حال‌اش گرفته است چسپیده چشم‌هاش به سقف و کمر…

یک سمت دیوار است، یک سمتم دری بسته

یک سمت دیوار است، یک سمتم دری بسته پرواز خواهم کرد با بال و پری بسته سرخوردگی را از خودم، چون اشک، می‌رانم بر روی…

عزیزِ هم‌نفسم، از چه اضطراب گرفتی

عزیزِ هم‌نفسم، از چه اضطراب گرفتی چه خُلق و خوی بدی با منِ خراب گرفتی! منی که با همه‌ی روشنیم، مسئله بودم تویی که هیچ…

آقا چرا همیشه بگویم از آنچه نیست!

آقا چرا همیشه بگویم از آنچه نیست! وقتش رسیده دست بشویم از آنچه نیست تا راه پیشِ روی مرا سد کند، بلند کوهی برآمده دمِ…