یک سمت دیوار است، یک سمتم دری بسته

یک سمت دیوار است، یک سمتم دری بسته
پرواز خواهم کرد با بال و پری بسته

سرخوردگی را از خودم، چون اشک، می‌رانم
بر روی دنیا می‌شوم چشمِ تری بسته

در حیرتم از کارِ دنیا، باغبان گویی
با دستِ خود بر بستر گل‌ها خری بسته

بهتر که خود محشر کنم بر پا، که بی‌آن‌هم
تقدیر پایم را به روزِ محشری بسته

غم را اگر راهی نه، در خود غرق خواهم کرد
وقتی‌که این کشتی به جانم لنگری بسته

بر فرقِ گردون می‌زنم سنگِ رهایی را
بگذار تا گِردش بگردد، با سری بسته

در گُم‌شدن پر می‌کشم، مثلِ پر طاووس
نامِ مرا بگذار لای دفتری بسته

محمد اکرام بسیم

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *