از دکانِ صحافی تا اوجِ عرفان؛ نگاهی به زندگی صوفی عشقری

 

از دکانِ صحافی تا اوجِ عرفان؛ نگاهی به زندگی صوفی عشقری

صوفی غلام‌نبی عشقری در سال ۱۲۷۱ خورشیدی در ولسوالی پغمان، ولایت کابل دیده به جهان گشود. او در کودکی گرد یتیمی بر سرش نشست و پدر، مادر و برادرش را از دست داد؛ تلخی‌هایی که ردپای آن تا پایان عمر در نگاه و اشعارش باقی ماند. عشقری علی‌رغم دشواری‌های معیشتی، بخش بزرگی از زندگی خود را در دکان کوچکی به شغل صحافی و کتاب‌فروشی گذراند. این دکان تنها محل کسب رزق نبود، بلکه به میعادگاهِ شاعران، عارفان و علاقه‌مندان به ادب بدل گشت و او در همان فضا، با زهد و قناعتی صوفیانه، دهه‌ها به تهذیب نفس و خلق آثار ادبی پرداخت.

شعر عشقری، پیوند استواری میان عرفانِ کلاسیک و زندگی روزمره‌ی مردم برقرار کرده است. او گرچه پیرو سبک هندی و ارادتمند «بیدل» بود، اما توانست مفاهیم پیچیده عرفانی را با زبانی ساده، صمیمی و سرشار از اصطلاحات عامیانه‌ی کابل درآمیزد. غزل‌های او آکنده از سوز و گداز، قلندری و بی‌نیازی است. عشقری به دلیل حضور دائم در میان مردم، نبض جامعه را در دست داشت و به همین جهت، اشعارش به سرعت در میان عامه نفوذ کرد و توسط آوازخوانان نامدار به زمزمه‌های ماندگار مبدل شد.

بُعد عرفانی زندگی صوفی عشقری، تبلور «تصوفِ رندانه» و «مردم‌داری» بود. او که خود در طریقت نقشبندیه گام برمی‌داشت، هیچ‌گاه زهد را دست‌مایه‌ی فخر و جدایی از خلق نکرد. عشقری در سال ۱۳۵۸ خورشیدی پس از نود سال زندگیِ سرشار از مناعت طبع، در کابل درگذشت و در شهدای صالحین به خاک سپرده شد. میراث او، یعنی «دیوان صوفی عشقری»، امروزه یکی از محبوب‌ترین کتاب‌های شعر به شمار می‌رود که بازتاب‌دهنده روحِ کابلِ قدیم و صفای باطن یک عارفِ وارسته است.

به کوشش نجیب الله هنرور
نشر سخنور | Sokhanwar.Com

Share:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *