از بلخ تا ابدیت؛ روایت شکوه و مظلومیت نخستین بانوی غزلسرا
رابعه بلخی، مشهور به «مادر شعر فارسی»، از نخستین ستارگان آسمان ادب در عصر سامانیان بود. او فرزند کعب قزداری، حاکم فاضل و مقتدر بلخ و سیستان بود که با وجود تبار عربی، رابعه را در مهد فرهنگ و زبان فارسی پرورش داد. او تحت نظارت پدر، چنان در سخنوری و هنر چیرهدست شد که لقب «زینالعرب» را از آن خود کرد و همتراز با بزرگانی چون رودکی، پایههای غزل غنایی را بنا نهاد.
نبوغ رابعه تنها در سرودن شعر خلاصه نمیشد؛ او بانویی چندبعدی بود که در نقاشی، سوارکاری و شمشیرزنی نیز مهارت داشت. عطار نیشابوری در «الهینامه» با اختصاص صدها بیت، تنها روایت مستند از زندگی او را به نظم کشیده و از مشاعره تاریخی او با رودکی سخن گفته است. رابعه با ابداع اوزان جدید، روحی تازه در اشعار پارسی دمید و نام خود را به عنوان شاعری پیشرو ثبت کرد.
سرنوشت رابعه با عشقی پرشور و مرگی جانسوز گره خورده است. پس از مرگ پدر، عشق او به غلامی به نام بکتاش، خشم برادرش حارث را برانگیخت. در جامعهای که تاب سنتشکنی زنان را نداشت، حارث دستور داد اشعار او را بسوزانند و رابعه را در حمامی محبوس کنند تا جان بسپارد. او در واپسین لحظات، آخرین غزلهایش را با خون خود بر دیوارهای گرمابه نگاشت تا مظلومیتش جاودانه شود.
امروز آرامگاه رابعه در بلخ، نمادی از ایستادگی، عشق و آزادگی زنان است. گرچه تنها ۵۵ بیت از آثار او از گزند حوادث باقی مانده، اما همین اندک سرودهها چنان لبریز از ظرافت و احساس است که او را به پیشگام عرفان عاشقانه بدل کرده است. هر ساله در نیمه ماه سنبله/شهریور، یاد این بانوی بزرگ گرامی داشته میشود تا نامش همچنان الهامبخش نسلهای آینده باشد.
به کوشش: نجیب الله هنرور
نشر سخنور | Sokhanwar.Com





