عبدالحق بیتاب
یادی از ملکالشعرا و صوفی نامدار استاد عبدالحق بیتاب
مختصر سوانح مرحوم ملک الشعرا استاد صوفی عبدالحق بیتاب به قلم خودش شکر عمر من به تعلیم و تعلم صرف شد جز به مردن…
در محبت جز محبت نيست منظورى مرا
در محبت جز محبت نيست منظورى مرا كى سلام من بود همچون سلام ديگران صوفی عبدالحق بیتاب
بيتاب شود كاش براى تو ميسر
بيتاب شود كاش براى تو ميسر يك صندلى گرم كه تا حلق درآيى صوفی عبدالحق بیتاب
نه شهرت انتظارم نی قبول عام می خواهم
نه شهرت انتظارم نی قبول عام می خواهم به شهر گوشه گيری خويش را گمنام می خواهم صوفی عبدالحق بیتاب
دلفریب است ز بس حسن درخشان بهار
دلفریب است ز بس حسن درخشان بهار در چمن دیدۀ نرگس شده حیران بهار زنده می گردد ازو عالم حیوان و نبات گوئیا آب حیات…
بیتاب باز روز عید آمد صوفی عبدالحق بیتاب
باز روز عید آمد خرمی پدید آمد وقت بازدید آمد عیش را نوید آمد آنچه بود امید آمد عید بس سعید آمد رخصتی کرامت شد…
در جهان چیزی نباشد پایدار
در جهان چیزی نباشد پایدار بی سخن این بگذرد آن بگذرد صوفی عبدالحق بیتاب
بود به ز هر کار کار معلم
به مناسبت روز معلم ______________ بود به ز هر کار کار معلم به گردون سزد افتخار معلم به مردم دهد درس دنیا و دین را…
ملتفت شو اینقدر ناز وتغافل خوب نیست
ملتفت شو اینقدر ناز وتغافل خوب نیست دوستدارت را پیشیمان از محبت می کنی صوفی عبدالحق بیتاب
ستایش آن خدای مهربان را
ستایش آن خدای مهربان را که بخشید از سخن زینت زبان را خداوندی که کرد از نیستی هست به قدرت جملۀ کون و مکان را…






