تو را هر شب صدا دارم تو می‌ دانی نمی‌ دانی

تو را هر شب صدا دارم تو می‌ دانی نمی‌ دانی
به یادت گریه‌ ها دارم تو می‌ دانی نمی‌ دانی

دلِ من بی‌ تو ویران شد عزیزم رحم کن بر من
هنوزم بی تو می‌ بارم تو می‌ دانی نمی‌ دانی

به نامت شاعری کردم که بینم روی تو ای جان
درونِ شعر می‌ سوزم تو می‌ دانی نمی‌ دانی

به یادِ خنده‌ ات هر شب دلم را شمع می‌ سازم
و سوزی در تنم دارم تو می‌ دانی نمی‌ دانی

شبی را از سما دیدم عجب دور از غم و باران
تو را چون جانِ خود خواهم تو می دانی نمی دانی

به یادت زنده خواهد شد مسیحا در دلِ شبها
منی که معجزه دارم تو می دانی نمی دانی

مسیحا نظری

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *