بر سر چیزی که دیگر نیست دعوا میکند
من دعاهایم همه برعکس میگردد قبول
فارسیام را کسی وارونه معنا میکند
لن تنالو البرَّ حتّی تُنفِقوا مِمّا تحب….
عدهای را ادعای عشق رسوا میکند
کور را پیراهنی بینا نمیسازد رفیق!
چشم یعقوب نبی را عشق بینا میکند
مینویسم صفحهصفحه باز میگوید که چشم!
چشم میگوید ولیکن کار خود را میکند
زندگیام چون سویچی زیر دست کودکیست
کودک آن را هر دقیقه تا و بالا میکند
مرگ در اینسو و آنسو مثل سگ بو میکشد
هر کجا باشم مرا یک روز پیدا میکند
بهرام هیمه





