و رقص وحشی موهای یار در باران
قرار اول ما: در غروب اول ماه
قرار آخر ما: پای دار، در باران
تو آمدی که بگویی عروسیات کردند
تو آمدی که بگویی ببار در باران
هزار صاعقه در من شکسته شد امشب
بمان که گریه کنم زار زار در باران
لباسهای تو خیس و از آن برون زده اند
دو تا پرنده، دو دانه انار در باران
تو میروی و اجل میرسد، خداحافظ!
به گورم از لب خود گل بکار در باران
رامین مظهر





