کوه ،خورشید ،ابر ، جنگل ،شهر ،دریا چشمه ها

کوه ،خورشید ،ابر ، جنگل ،شهر ،دریا چشمه ها جمله دل دادند به چشم تو؛ اما چشمه‌ها… اشک خود… نه شیره‌های جان شان را تا…

جای خدا و کعبه و قرآن بالاخره

جای خدا و کعبه و قرآن بالاخره سوگند می‌خوریم به باران بالاخره تلویزیون ترا که نشان داد، رشد کرد آمار مرگ‌ومیر جوانان بالاخره دردت شبیه…

كابل، غروب، همهمه، باران دوچرخه‌ران

كابل، غروب، همهمه، باران دوچرخه‌ران می‌آيد از طلوع، غزل‌خوان دوچرخه‌ران دارد عبور می‌كند از متن زنده‌گی از لابلای خلق، شتابان دوچرخه‌ران پهلوی گل‌فروشی شهر ايستاده…

آکنده سرتاپایم از یک حسِ نامانوس

آکنده سرتاپایم از یک حسِ نامانوس یادم نخواهی کرد آه افسوس، آه افسوس من ماهی ام، یک ماهی از دریا چه می‌خواهد؟ ای چشم‌های آبی…

ای‌کاش آغوش و شراب و آب و نان باشد

ای‌کاش آغوش و شراب و آب و نان باشد دنیا برایت بهتر از افغانستان باشد گنجشک‌های بوسه‌ام را در یخن بگذار تا از گزند باد…

هوای تازه و ساز سه‌تار در باران

هوای تازه و ساز سه‌تار در باران و رقص وحشی موهای یار در باران قرار اول ما: در غروب اول ماه قرار آخر ما: پای…

مانند عطری روی تن‌پوش تو می‌مانم

مانند عطری روی تن‌پوش تو می‌مانم مانند آهنگی فراموش تو می‌مانم دست ترا در جیب‌هایم گرم می‌سازم یک شاخۀ گندم سرِ گوش تو می‌مانم در…