یادم نخواهی کرد آه افسوس، آه افسوس
من ماهی ام، یک ماهی از دریا چه میخواهد؟
ای چشمهای آبی ات همزاد اقیانوس
آزرده ام از تو؛ ولی آخر چه خواهد کرد
ماهی اگر یک روز از دریا شود مایوس؟
وقتی شبیه ماهیان من عاشق آبم
گیلاس خود را با تنفر ساختی معکوس
این گز و این میدان، رقیب من نخواهد شد
نه شهرت سهراب، نه غوغای کیکاووس
چشمان تو آبیست پس تردید در این نیست
که آسمان آبیست هم در بلخ، هم در طوس
رامین مظهر





