حسن خدایی
حسن خدایی به هر کجا کــــه رسیدم طلوع روی تو دیدم ز شهرزاد خـــــوش آوا، حکـایت تو شنیدم به هر چه شعر سرودم ترانه سـاز…
چه صادقانه، جه ساده
چه صادقانه، جه ساده تو با یقین به شگفتن درون حجره صبرت به انتظار نشستی اگر بهار میآمد اگربا نسیم خیالت لبی به خنده گشودی…
خسته شد دلهای ما از درد ها، بیچاره گیها
خسته شد دلهای ما از درد ها، بیچاره گیها گم شدیم آخر میان خاکها در تیره گیها میرویم این بار و ما را نیست برگشتی…
خفته در غبار
خفته در غبار دردهای گنگ درد های دیر مانده در لفاف مبهم سکوت در سرت قصیده های سوگبار خوانده اند با نمایش کریه چهره های…
در این سرای سکوت
در این سرای سکوت یکی نمانده که دل خو کند به آوازش ز باغ سوخته اش بوی دود میآید و سرو های رسایش در انتظار…
درد های گنگ
درد های گنگ درد های دیر مانده در لفاف مبهم سکوت در سرت قصیده های سوگبار خوانده اند با نمایش کریه چهره های خویش رنگ…
درهم و برهم
درهم و برهم نظم میا به کـــــار من، درهم و برهمی خوشم گمشده در میان خــــود، با غم و بیغمی خوشم با غم و بیغمی…
دریچه را بگشا
دریچه را بگشا آفتاب میتابد به روی شب در بند به شب بگوی که ما به تاج دختر مهتاب جلوه گهریم ستاره سحر از جنس…
درین بنبست پولادین
درین بنبست پولادین تن دیوار را با جسم در پیوند جاویدیست گسستن را نشاید آه، دربان! بس کن، این کوبیدنت با سنگ بیهوده است کلید…
دوست دارم معنی امید را باور کنم
دوست دارم معنی امید را باور کنم راه غم بر بندم و فکر ره دیگر کنم ریشه های زندگی را آبیاری لازم است بعد از…





