هجوم بیکسی
پهلوان باشی اگـر غــــم ناتوانت میکند
درد از حد بگذرد سیر از جهانت میکند
زخم از بیگانه خوردن صد برابر بهتر است
بدتر از دشمن، عزیزت قصد جانت میکند
در جوانی می نشیند برف پیری برسرت
لشگری از غم تو را از قــد کمانت میکند
هرکسی را چون بگیرد خلق وخوی همنشین
دلبــــر ِنامهربــان ، نــامهـربـانت میکند
حرفها بر روی هم در سینه میماند دریغ
دل تو را محتـاج رحم این و آنت میکند
در کنــارت مینشیند حرفهایت بشنود
بعد از آن قــربانیِ زخـم ِزبانت میکند
درهجوم بیکسیها میشوی سنگ صبور
دلخور از دست زمین و آسمانت میکند
جواد الماسی (سنگ صبور)





